تبليغاتX
زنده باد اصلاحات

زنده باد اصلاحات

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی دست خود ز جان شستم از برای آزادی

«سيدحسن خميني» به ديدن محمدعلي ابطحي رفت. نوه امام خميني(ره) روز پنجشنبه با حضور در منزل محمدعلي ابطحي مشاور سيدمحمد خاتمي و مهدي کروبي که در حوادث پس از انتخابات دستگير شده بود، آزادي وي را تبريک گفت. سيدسراج الدين موسوي از ديگر اعضاي بيت امام خميني(ره) نيز در اين ديدار، سيدحسن خميني را همراهي مي کرد. همچنين نوه بنيانگذار انقلاب روز چهارشنبه نيز در تماس تلفني با بهزاد نبوي جوياي سلامت وي شد و از آزادي او ابراز خشنودي کرد. به گزارش ايلنا، پيش از اين نيز نوه امام راحل(ره) طي تماس تلفني جوياي حال ابطحي شده بود. سيدياسر خميني، سيدمحمد خاتمي، مهدي کروبي، سيدمحمد موسوي خوئيني ها و جمع ديگري از فعالان سياسي نيز تاکنون با ابطحي ديدار کرده اند. گفتني است محمدعلي ابطحي هفته گذشته با قرار وثيقه 700 ميليون توماني از زندان آزاد شده بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

روز دوشنبه نهم آذرماه، خانواده پيمان عارف دانشجوي زنداني و محروم از تحصيل که از 30 خردادماه و پس از رويدادهاي اوليه پس از انتخابات در زندان اوين به سر مي برد به همراه خانواده سميرا جمشيدي در منزل شيخ مهدي کروبي حضور يافتند تا شاهد برگزاري مراسم ازدواج غيابي فرزندان شان باشند. اين مراسم به دليل عدم امکان تماس بيش از يک دقيقه از زندان اوين چندين بار متوقف شد اما در نهايت با تماس هاي پياپي و قرائت خطبه عقد توسط مهدي کروبي و پاسخ زوجين اين ازدواج به صورت غيابي صورت گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه همچنان بر راهکارهای گفته شده در خطبه‌های نماز جمعه تیرماه برای برون رفت از وضعیت فعلی تاکید دارم ،گفت:شرایط کشور به گونه‌ای است که تحمل اظهارنظرها و انتقادات سازنده را ندارند و برخی عکس العمل‌ها نیز در برابر اظهار نظرها مفسده برانگیز است.
به گزارش خبرنگار ایلنا،آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی عصر دیروز در دیدار با جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاه‌های فردوسی، رضوی و ازاد اسلامی مشهد که در محل اقامت وی صورت گرفت با تبریک عید سعید غدیر در پاسخ به سوالات متعدد دانشجویان در خصوص راه‌کار برون رفت از وضعیت فعلی با بیان اینکه جامعه ما از طرف دشمنان تحت فشار است، اظهار داشت: باید با ایجاد وحدت در کشور از فاصله گرفتن جریان فکر ساز جامعه از نظام جلوگیری شود.
وی با قرائت آیه‌ای از قرآن کریم مبنی بر اینکه «جامعه امن جامعه‌ای است که مومن باشد و آلوده به ظلم نباشد» خاطرنشان کرد: این دو خواسته هدف اصلی انقلاب است و اگر جامعه‌ای مومن باشد و ظلم درکشور حاکم نباشد پیشرفته، توسعه یافته و امن خواهد بود.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان مبنی بر اینکه چرا در خصوص مسایل اخیر مسکوت اختیار کرده است، گفت: من مواضعم را بارها اعلام کرده‌ام که با افراط و تفریط مخالفم و راه اعتدال را درنظر دارم و در تمام این دوران‌ هم نوعی افراط در برابر من شکل گرفته است.
وی ادامه داد: به نظر می‌رسد اگر اعتدال بر جامعه حاکم باشد بسیاری از مسایل قابل حل است و همیشه جریان افراطی در جناح چپ و راست وجود داشته‌اند واکنون تندروی‌هایی که از دو طرف می بینیم مربوط به رادیکال‌هاست.
هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه من اکنون ساکت نیستم، اظهار داشت: شرایط کشور به گونه‌ای است که تحمل اظهار نظرها وا نتقادات سازنده را ندارند و برخی عکس‌العمل‌ها نیز در برابر اظهار نظرها مفسده برانگیز است.
وی خاطرنشان کرد: من مواضعم را صریحا در نماز جمعه تیرماه اعلام کرده‌ام و راه‌کارهایم همان پیشنهادات ارایه شده است.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به خطبه‌های ایراد شده گفت: من در آن خطبه‌ها بر نقش مردم در جامعه اسلامی تاکید کردم زیرا این مردم بودند که انقلاب رابه پیروزی رساندند و در جنگ هم اگر گروههای داوطلب و بسیجی نمی‌آمدند پیروزی ما امکان پذیر نبود.
وی تصریح کرد: من در خطبه‌ها گفتم تردیدها باید از بین برود ولی برخی گفتند که چرا لفظ تردید را بکار بردید در حالی که سخنان من ناظر بر برخی مسایل مطرح شده پس از انتخابات بود.
رئیس مجلس خبرگان با تاکید بر اینکه باید همه طرفها در چارچوب قانون عمل کنند، ایجاد فضای آزاد را موجب قانع شدن اکثریت جامعه و رفع ابهامات دانست.
وی آزادی رسانه‌ها در چارچوب قانون را ضروری‌ دانست و افزود: ما باید با استدلال و منطق جامعه را هدایت نماییم و فضای گفت‌وگو به گونه‌ای جدی گرفته شود که صاحب‌نظران با حضور در رسانه ملی به مناظره و بیان نظرات خود بپردازند.
رییس مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به انتقاد یکی از نمایندگان دانشجویان مبنی بر اینکه در دوران مسوولیت وی ،رسانه‌ها آنچنان از آزادی برخوردار نبوده‌اند بارد این موضوع گفت: در آن دوران مطبوعات مانند امروز گسترش نیافته بود ولی روزنامه‌های منتقد از جمله روزنامه سلام هر آنچه را که می‌خواستند در مورد دولت می‌نوشتند و دولت هم هیچ تعرض به آنها نداشت و اگر هم رسانه‌ای بسته شده خارج از خواست دولت بوده‌ است و در دولت آقای خاتمی هم تعدادی از رسانه‌ها به همین صورت بسته شدند.
وی در پایان در پاسخ به سوالی در خصوص عدم بازگشت مهدی هاشمی به کشور گفت: مهدی خیالش از پرونده‌ها و تهمت‌ها راحت است و هم اکنون برای رسیدگی به وضع دانشگاه‌های آزاد اسلامی و نیز گذراندن رساله دکترای خود در خارج از کشور است و در انتخابات نیز صرفا به ارایه تجربیاتش پیرامون صیانت از آرا پرداخت و دخالتی در کار ستادها یا تظاهرات نداشته و اگر دادگاهی او را احضار کند حضور خواهد یافت.
هاشمی رفسنجانی هم چنین در دیدار جداگانه دیگری با جمعی از اعضای ائتلاف اصلاح طلبان و جمعی از تشکل‌های دانشگاه آزاد اسلامی مشهد ایجاد وحدت در اقشار مختلف جامعه را در سایه تثبیت حقوق مردم امکان پذیر دانست و گفت: همه طرفها باید با برخوردهای اقناعی و مبتنی بر قانون برخورد کرده و این کار به بازگشت اعتماد عمومی به جامعه کمک خواهد کرد.
رییس مجلس خبرگان رهبری افزود: همه اهداف پیامبر (ص) ایجاد باور و ایمان در جلب اعتماد مردم بود و اهداف انقلاب نیز جلب اعتماد مردم است که بر پایه آن می‌توانیم وحدت را در کمال صفا و صمیمت ودر محیطی عقلانی بدست آوریم.
رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بر عمل در چارچوب قانون تاکید کرد و گفت:معترضین در همین چارچوب باید حرف خود را بزنند و حاکمین نیز در همان مسیر قانونی حرکت کرده و عکس العمل نشان دهند.
وی ایجاد فضای آزاد رسانه‌ای حزبی و تریبونی را در دانشگاهها برای طرح مباحث منطقی و به دور از جنجال آفرینی ضروری دانست.
در این دیدار جمعی از فعالان سیاسی از اینکه علیرغم تاکیدات مقام معظم رهبری برخی افراد به خود اجازه می دهند تا تخریب علیه هاشمی رفسنجانی به عنوان شناسنامه انقلاب را سرلوحه کار خود قرار دهند انتقاد کردند.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزندش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی
۱۳۸۸.۰۹.۱۵

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

آيت الله اکبر هاشمي رفسنجاني بار ديگر خواستار فراهم شدن فضاي نقادي آزادانه در جامعه شده تا برگي ديگر بر پرونده سخنان هشدارگونه رئيس توامان مجمع تشخيص مصلحت و خبرگان رهبري پس از انتخابات رياست جمهوري دهم افزوده شود. او در عين حال پيام روشني را نيز به مخالفان دانشگاه آزاد مخابره کرد؛ «وقفنامه محکمي براي دانشگاه آزاد نوشته شده است.»اين چهره باسابقه انقلاب در شرايطي ميزبان نخبگان دانشگاه آزاد که در تيم « مکاتورنيک» اين دانشگاه عضويت دارند، بود که دانشجويان با گله از فضاي کنوني، شرايط دانشگاه ها و فضاي نقد و پرسش و پاسخ را محدودشده دانسته و خواستار توجه به تبعات روند رو به تزايد خروج نخبگان از کشور شدند. هاشمي هم در پاسخ به اين دغدغه دانشجويان، فضاي کنوني کشور را نيازمند همدلي و همراهي بيشتر و دوري از کينه توزي و جدال ميان فعالان عرصه سياسي دانست و پيشنهادهاي خود را باز هم تکرار کرد؛«بحث و مناظره در رسانه خطري ندارد و آگاهي بخش است و به مردم حق انتخاب مي دهد، ولي زماني که در فضاي بسته اين مسائل به برخوردهاي خياباني و درگيري منتج مي شود، نتيجه نهايي آن براي هيچ کس مشخص نخواهد بود.» رئيس مجلس خبرگان با تاييد دغدغه دانشجويان در خصوص مهاجرت نخبگان به ويژه در دانشگاه ها و با اشاره به انتشار برخي گزارش ها درباره موج جديد مهاجرت از کشور ميان دانشگاهيان و نخبگان، ايجاد اميد را راه حل اين مساله دانست؛ «ايجاد اميد به آينده ميان نخبگان عامل مهمي در جلوگيري از مهاجرت ها از کشور است و انتظار مي رود شرايط به نحوي فراهم شود تا سرمايه هاي علمي که قبلاً کشور را ترک کرده اند، جهت خدمت به وطن بازگردند.»

وي همچنين در اين ديدار با ذکر نحوه شکل گيري دانشگاه آزاد اسلامي با درايت و کمک مستقيم امام راحل به موضوع وقف آن پرداخت؛ موضوعي که پس از طرح آن از سوي هيات موسس اين دانشگاه بسيار گسترده، تا مدت ها سبب واکنش هاي زنجيره سايت ها و روزنامه هاي حامي دولت شد. اگرچه اين مناقشه در چهار سال عمر دولت نهم از سوي تندروها عليه دانشگاه آزاد به طور مداوم پيگيري شد اما در ماه هاي پس از انتخابات با فشارهاي بيشتري همراه شد. آنها وقف دانشگاه آزاد را امکان ناپذير دانستند و در مقابل، مسوولان دانشگاه آزاد از طي شدن همه مراحل قانوني سخن به ميان آوردند. هاشمي نيز روز گذشته بر اين امر صحه گذاشت؛ «هيات موسس حق تصرف و اداره اموال اين نهاد را طبق شرع و قانون بر عهده دارد و نگراني در خصوص آينده و حسادت ها و طمع هايي که به اين دانشگاه مي شد، هيات موسس را به اين نتيجه رساند که مطمئن ترين راه براي مقابله با اين معضلات وقف اين دانشگاه است.» به گزارش ايسنا رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به بررسي هاي هيات امنا در مورد وقف دانشگاه و همچنين مشاوره و سوال از علماي ديني تاکيد کرد؛ در اين خصوص از مقام معظم رهبري نيز توسط اينجانب استفتا شد که ايشان در پاسخ به آن گفتند مي توانيد. وي تاکيد کرد؛ وقفنامه بسيار محکمي نوشته شده و تلاش شده است اين سرمايه عظيم و عوايد اين موقوفات تا صدها سال آينده صرف علم و آموزش و پژوهش و ترويج دين شود.

اهداف قطعنامه اخير آژانس

بخش ديگري از سخنان رئيس مجمع تشخيص به قطعنامه اخير آژانس بر ضد فعاليت هاي هسته يي ايران اختصاص داشت. هاشمي قطعنامه اخير آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره فعاليت هاي صلح آميز ايران را ظالمانه دانست و گفت؛ اين قطعنامه کل دستاوردهاي هسته يي ايران را هدف گرفته است. وي افزود؛ جايگاه فعلي ايران در زمينه علوم هسته يي با تلاش و زحمات فراوان به دست آمده است و بايد با يک ديپلماسي فعال در عرصه بين المللي و تدبير مانع از اين گونه رفتارها با جمهوري اسلامي ايران شويم.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

دبيرکل حزب اعتماد ملي در ديدار با تعدادي از خانواده هاي زندانيان سياسي با اشاره به وضعيت کنوني جامعه گفت؛ مسلماً ما از اين وضعيت ناگوار و شرايط تلخ، عبور خواهيم کرد و من هر چند قصد ندارم به مساله انتخابات بپردازم اما به هر حال انتخاباتي انجام شد که برخي نسبت به آن معترض بودند و جمعيت انبوهي از مردم به خيابان آمدند. اينکه عده يي را پيشاپيش بگيرند و بگويند ما حوادثي را پيش بيني مي کرديم درست نيست. به گزارش نوروز، کروبي با بيان اينکه بسياري از اصولگرايان نيز از اين وضع ناراضي هستند، افزود؛ واقعيت اين است که اگر نسبت هاي ناروا به بزرگان روا داشته شود و اعتبار آنها را از بين ببرند و اعتماد مردم را سلب کنند، اگر روزي واقعه تلخي رخ دهد و بخواهند به ملت ايران واقعيت را بگويند و همراهي آنان را بطلبند، خداي نکرده مردم باور و اطمينان نخواهند کرد. کروبي با تاکيد بر اينکه بايد در مورد مرگ پزشک جوان کهريزک نيز واقعيت گفته شود تا زمينه ساز شايعه نشود، تصريح کرد؛ در فضاي بي خبري، شايعه ها مطرح مي شوند و اهميت مي يابند. کروبي اظهار داشت؛ بايد در شرايط فعلي تذکر داده شود که گروهي به شدت به دنبال اين هستند که مردم از حرکت اصلاحي دست بکشند و به خشونت روي آورند تا با حرکت مردم برخورد شود. ما بايد مرز خود را شفاف کنيم تا توجيهي براي برخورد عليه مردم نباشد. بسياري از بزرگان و دلسوزان از اين وضعيت ناراضي اند، اما گروهي بي ريشه در انقلاب ايران قدرت را در دست گرفته اند و به هيچ وجه قصد ندارند از آن دست بکشند و اين به ضرر جامعه است. من مي گويم همه ما اعضاي يک خانواده ايم و بايد اختلاف سليقه ها تحمل شود و از خشونت در جامعه پرهيز شود. من و آقاي موسوي هم در همين جا با هم در مورد اين مسائل صحبت کرديم که نبايد هيچ خشونتي در جامعه وجود داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

باز هم سه دانشجوي دانشگاه شيراز به کميته انضباطي احضار شدند. به گزارش اميرکبير، مسعود مهدوي فر، سيدمحمد حسيني و سعيد لطفي دانشجويان رشته حقوق دانشگاه شيراز احضار شدند و در پي آن حسيني به محروميت از تسهيلات رفاهي از جمله خوابگاه تا پايان دوره تحصيلي و مهدوي فر به توبيخ کتبي و يک سال محروميت از تحصيل محکوم شدند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

تعدادي از خانواده هاي زندانيان سياسي به مناسبت عيد سعيد قربان با حضور در مقابل زندان اوين به نمايندگي از عزيزان در بندشان قرباني کردند. به گزارش نوروز، صبح شنبه خانواده هاي زندانيان سياسي با اجتماع در مقابل زندان اوين مناسک ابراهيمي ذبح و قرباني را اجرا کردند و با ختم صلوات براي سلامتي سياسيون بازداشتي و رهايي هرچه سريع تر آنان دعا کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

مراسم يازدهمين سالگرد تاسيس حزب مشارکت ايران اسلامي در منزل محسن ميردامادي دبيرکل بازداشتي اين حزب برگزار شد. به گزارش نوروز، اين مراسم هر سال با حضور همه اعضاي حزب در سالن اجتماعات جبهه مشارکت برگزار مي شد، اما امسال به دليل پلمب دفتر مرکزي به ديد و بازديد آن دسته از اعضاي حزب با اعضاي خانواده هاي زندانيان حزب خلاصه شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

روزنامه رسالت با به کار بردن الفاظي که تاکنون توسط اين روزنامه سابقه نداشته از ميرحسين موسوي انتقاد کرد. برخي الفاظ به کار رفته در سرمقاله روزنامه رسالت چنين است؛ ميرحسين موسوي نامزد خسرالدنيا والآخره انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در بيانيه يي عقده گشا با سخيف ترين و غيرانساني ترين اوصاف به بسيج ميليوني ملت ايران حمله کرد. بيانيه تند موسوي عليه نيروي مردمي بسيج از حداقل فاکتورهاي عقلاني و منطقي بي بهره است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

منصور ارضي کساني را که عوامل اصلي حوادث بعد از انتخابات مي داند تهديد کرد. پرچم به نقل از سايت جمهوري نوشت؛ وي در مراسم دعاي عرفه در حسينيه لباس فروش هاي تهران گفت؛ در حال حاضر تمرکز عوامل حوادث اخير بر روي دانشگاه هاست و از آنجا که عوامل اصلي يعني آن سه نفر آزاد هستند و کسي کاري به آنها ندارد به فتنه انگيزي هاي خود ادامه مي دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

ابراهيم يزدي و چند عضو ديگر نهضت آزادي، برخي وزيران دولت خاتمي، کرباسچي و عبدالله نوري با بهزاد نبوي ديدار کردند. به گزارش سايت حزب مشارکت بهزاد نبوي با اينکه لاغر و نحيف شده بود اما لبخند هميشگي را به لب داشت و هنگامي که خوشامدگويي به ميهمان ها تمام شد مهندس زنگنه به طنز گفت؛ «من نگران جرم اختلال در ترافيک شما بودم چون فکر کنم 15سالي حبس داشت و نبوي در پاسخ گفت؛ گويي از اين يک جرم تبرئه شده ام. حضور 20 دقيقه يي در راهپيمايي 25 خرداد جرم من بود.» نبوي با اشاره به 800 ميليون تومان وثيقه براي مرخصي 10 روزه گفت؛ «اگر هتل هفت ستاره هم مي رفتم اينقدر پول خرج نمي شد، آقايان شب قبل آزادي از من خواستند تا امضا دهم که فعاليت هاي سياسي و مصاحبه هاي خود را تا دادگاه تجديدنظر کنار بگذارم و با احزاب و گروه ها تماس نگيرم. من هم نپذيرفتم. وقتي معامله جوش نخورد 10روز مرخصي دادند.» وي درخصوص اسناد محرمانه يي که مي گويند از منزلش کشف شده، گفت؛ «مثلاً گزارشي را که يکي از مديران تاسيسات دريايي در دوران مسووليتم درباره پيشرفت کار به من داده بود اسناد محرمانه مي دانند، خب من بايد آن را چه کار مي کردم؟ بايد گزارشي را که آن شخص داده بود به شخص من، به چه سازمان يا نهادي تحويل مي دادم؟ يا برگه خبري که خودم کنار آن نوشته بودم محرمانه و به تعدادي از دوستان براي مطالعه داده بودم را مي گويند اسناد محرمانه. گفتم اين محرمانه نيست من خودم کنارش نوشته ام محرمانه براي اينکه به هر کسي ندهند.» بهزاد نبوي با بيان اينکه احکام دستگيري فعالان سياسي در 19 خرداد صادر شده بود، گفت؛ 19خرداد يعني چند روز قبل از انتخابات به دستور يک نهاد امنيتي احکام دستگيري را صادر کرده بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

يک هفته پس از تشکيل کارگروهي براي بهبود روابط دولت محمود احمدي نژاد و مراجع، آيت الله جوادي آملي به دليل اعتراض به «نشنيده شدن اظهاراتش» براي هميشه از امامت نماز جمعه قم پايتخت مذهبي ايران خداحافظي کرد تا اين پالس را ارسال کند که دلخوري مراجع از نهادهاي حاکم نه تنها التيام نيافته بلکه هر روز ابعاد تازه تري به خود مي گيرد و نماز جمعه به عنوان کانون اين اتفاقات هر روز بستر اتفاق تازه يي است. اگر سال گذشته استعفاي محي الدين شيرازي امام جمعه شيرازي و اما و اگرهايش تا مدت ها سوژه داغ رسانه ها بود يا تحريم منبر براي يکي دو ماه از سوي آيت الله استادي ديگر خطيب قم بسيار کانون توجه قرار گرفت اما کناره گيري آيت الله جوادي آملي از جنسي ديگر بود. وي در شرايطي به طور ناگهاني از اقامه نماز جمعه قم کناره گيري کرد که از چند ماه پيش از وي، آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس توامان مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس خبرگان رهبري ديگر پشت تريبون نماز جمعه تهران قرار نگرفت تا آخرين نماز جمعه هاشمي رفسنجاني تنها همان نماز جمعه يي باشد که بعد از انتخابات اقامه شد و طي آن خطيب نماز جمعه تهران پيشنهادي چند بندي را براي خروج کشور از وضعيتي که وي آن را «بحراني» توصيف کرد مطرح کرد. اما بعد از آن نماز جمعه که با استقبال گسترده هواداران کانديداهاي معترض به نتيجه انتخابات برگزار شده بود هاشمي رفسنجاني ديگر در نماز جمعه حاضر نشد؛ غيبتي که با دو تحليل در محافل سياسي و رسانه يي همراه شد. عده يي معتقد بودند برخي براي حضور هاشمي مانع تراشي مي کنند و عده يي نيز برعکس به روايت ديگري پرداخته و به نقل از هاشمي اعلام کردند تا پيشنهادها و درخواست هايي که وي در واپسين نماز جمعه اش مطرح کرد جامه عمل نپوشد وي لزومي به حضور در نماز جمعه تهران نمي بيند. اما در شرايطي که هنوز حضور و عدم حضور هاشمي براي محافل سياسي و رسانه يي از درجه بالاي اهميت برخوردار بود ناگهان جوادي آملي از اين تريبون کناره گيري کرد با اين تفاوت که او مانند هاشمي به سکوت اقتدا نکرد و در آخرين خطبه هايش به صراحت از علت کناره گيري اش پرده برداشت؛ «يکي از وظايف ائمه جمعه سير و سفر در من الاخلق الي الحق است و ماموريت دوم نيز پيام آوري دستورات الهي است.

در اين سفر وقتي کسي امام جمعه شد ديگران ساکت هستند و امام به محراب عبادت رفته و به خداوند عرض مي کند اياک نعبد و اياک نستعين يعني خداوندا من و اين نمازگزاران تو را مي پرستيم و از تو مدد مي جوييم.

خداوند فرموده است اگر مردم مشکلي داشتند به نماز پناه برده و مشکل خود را برطرف کنند، مردم صدها مشکل دارند که بايد اين را امام جمعه بيان کند و اگر بيان کرد و مشکل مردم رفع شد نشانه اين است که خوب بيان کرده اما اگر مشکل مردم رفع نشد، امام جمعه نتوانسته است مطلب را خوب بيان کند.

اگر در اقامه نماز جمعه بنده اين مشکل نيز بوده است از همگان عذرخواهي مي کنم.

از سوي ديگر نيز امام جمعه بايد در خطبه هاي خود آيات و روايات را بيان کند و يقيناً و عالمانه به آن بپردازد و از نظر علمي و با اخلاص بيان کند و بايد در گفته هايش طهارت و قداست وجود داشته باشد.»

کناره گيري که همان گونه از فحواي خطبه هاي وي برمي آيد اعتراضي و انتقادي ارزيابي مي شود. حرکت اعتراضي آيت الله جوادي آملي در شرايطي رخ داد که دو هفته پيش هنگامي که برخي از چهره هاي اصولگرا از جمله محمدرضا باهنر به ديدار برخي از مراجع رفته بودند در حاشيه ديدارهايشان علت سفر به قم و حضور در بيوت علمي را توصيه امام (ره) توصيف کردند که سفارش کرده بودند هرگاه مشکلي پيش مي آيد از مراجع استمداد و چاره جويي شود. اما گويا استمدادها و چاره جويي هايي که به اظهارنظرها و توصيه هاي علماي ارشد نيز منجر شد به نتيجه نرسيده و همين نبودن گوش شنوا باعث شد يک روز هاشمي رفسنجاني و حالا آيت الله جوادي آملي دو تن از برجسته ترين خطباي نماز جمعه در 30 سال گذشته از اين تريبون کناره گيري کنند.

اما آيا اين کناره گيري ها و رويکردهاي اعتراضي ادامه خواهد يافت يا تحرکات اخير دولت براي بهبود روابط با مراجع به جايي خواهد رسيد يا اينکه همان گونه که صديقي به جاي هاشمي نشست حسيني بوشهري جاي جوادي آملي را مي گيرد و بس؛ آيت اللهي که در يک خطبه پيش از خداحافظي اش از وضعيت مديريت کشور و اوضاع اقتصادي لب به شکوه و گلايه گشود. آيت الله جوادي آملي يکي از علماي ارشد قم و از مراجع تقليدي است که از نخستين روزهاي روي کار آمدن دولت نهم در کانون توجه قرار گرفت.

نخستين ماه هاي استقرار محمود احمدي نژاد و مردانش در کاخ رياست جمهوري بود که رئيس دولت نهم رهسپار امريکا شد تا در اجلاس عمومي سازمان ملل سخنراني کند؛ سفري که بعد از اتمامش تحت تاثير يک خبر قرار گرفت. هنوز احمدي نژاد غبار سفر امريکا را نتکانده بود که به قم رفت و با برخي از مراجع اين شهر ديدار کرد. اندکي پس از اين سفر بود که يکي از پايگاه هاي خبري که زير نظر يکي از چهره هاي اصولگرا اداره مي شد فيلمي از ديدار احمدي نژاد با آيت الله جوادي آملي منتشر کرد که طي آن رئيس دولت نهم به نقل از حاضران در اجلاس نقل کرده بود هنگام سخنراني اش در سازمان ملل در هاله يي از نور فرو رفته بود. داستان هاله نور از اينجا شروع شد؛ داستاني که در نخستين واکنش از سوي سخنگوي دولت تکذيب و غلامحسين الهام ناچار شد نخستين جلسه سخنگويي اش را با تکذيب «هاله نور» آغاز و علاوه بر مورد ترديد قرار دادن صحت فيلم، انتشاردهندگان را به پيگيري قضايي تهديد کند؛ داستاني که يک روز مرتضي آقاتهراني معلم اخلاق کابينه آن را تاييد کرد و يک روز ديگر تکذيب.

داستان به انتخابات دوره دهم هم رسيد و مهدي کروبي در شب مناظره اش با محمود احمدي نژاد به اين داستان و فيلم اشاره کرد و از رقيب انتخاباتي اش در اين باره توضيح خواست. در حالي که در ايام انتخابات سي دي اين ديدار در قالب فيلم تبليغاتي «90 سياسي» به طور گسترده توزيع شد اما احمدي نژاد سخنان منتسب به وي در ديدار با آيت الله جوادي آملي را تکذيب کرد ولي فرداي آن روز دفتر آيت الله جوادي آملي بر اين ديدار و گفتار صحه نهاد. دفتر آيت الله با اعلام دو شماره تلفن جهت تماس مردم به پرسش هايي درباره صحت و سقم اين داستان پاسخ داد و همزمان حجت الاسلام محمدتقي سبحاني عضو هيات امناي دفتر تبليغات اسلامي که خود را از حاضران اين جلسه معرفي کرد توضيحات تکميلي را ارائه کرد؛ «آقاي احمدي نژاد تازه چند روزي بود که از نخستين سفرش به نيويورک بازگشته و به قم آمده بودند. ايشان پس از حضور در حرم مطهر حضرت معصومه (س) به سمت دفتر آيت الله جوادي آملي حرکت کردند. من هم به همراه آقايان الهام و موسوي (معاون پارلماني سابق دولت نهم) به سمت دفتر ايشان حرکت کردم.

به جز حضرت آيت الله جوادي آملي و آقاي احمدي نژاد حجت الاسلام کعبي عضو شوراي نگهبان، جناب آقاي سعيد جوادي آملي فرزند حضرت آيت الله، استاندار وقت قم، رئيس نيروي انتظامي استان، رئيس وقت سازمان تبليغات اسلامي قم، آقاي الهام، آقاي موسوي، بنده و برخي ديگر در آن جلسه حضور داشتند. به اضافه اينکه دو دوربين که يکي متعلق به دفتر آيت الله جوادي آملي و ديگري متعلق به صدا و سيماي قم بود از جلسه تصوير گرفتند.»

آيت الله جوادي آملي در انتخابات رياست جمهوري دهم به شيوه رياست جمهوري هشتم تاسي و سکوت پيشه کرد. اما وي با سه کانديداي رقيب احمدي نژاد ديدار کرد. دولتي ها مانند چهار سال گذشته و بعد از داستان هاله نور پشت در بسته بيت آيت الله ماندند و تنها ناظر فيلم هاي انتخاباتي کانديداهاي رقيب در ديدار با مراجع تقليد بودند. اما حالا آيت الله هفته پيش براي هميشه از تريبون نماز جمعه قم خداحافظي کرد و با اين کناره گيري کار را براي شورايي که تازه نطفه اش از محافل رسانه يي منعقد شده سخت تر کرد.

هفته گذشته خبر تشکيل يک شوراي شش نفره متشکل از سيداحمد خاتمي، حسيني بوشهري و مومن از طرف جامعه مدرسين و مصلحي، آشتياني و آقاتهراني از طرف دولت براي بهبود رابطه دولت و مراجع منتشر شد. اين خبر در شرايطي از زبان مقتدايي عضو جامعه مدرسين مطرح شد که حسيني بوشهري که به عنوان يکي از اعضاي اين شورا معرفي شده بود از وجود اين شورا اظهار بي اطلاعي کرد تا حواشي اين شورا فرضيه ناکام ماندن آن را تقويت کند چراکه کمتر کميته و کارگروهي در شش ماه اخير تشکيل شده و به انجامي رسيده است. اما در عين حال تشکيل اين شورا مهر تاييدي بود بر اختلاف علما با دولت. اصولگرايان در طول چهار سال گذشته همواره سعي کردند بر اين اختلاف سرپوش بگذارند و آن را انکار کنند اما عدم حضور احمدي نژاد در طول سه سال گذشته براي ديدار با مراجع تقليد در بيت آنها و سخنراني ها و بيانيه هاي اعتراضي مراجع باعث شده است دولت و تنها نهاد طرفدار آن در قم به فکر يک راهکار عملي بيفتند. پاستورنشينان در طول عمر دولت نهم با کارهاي خود بارها و بارها فرياد اعتراض علما را از قم درآوردند. اگرچه موضوع مشايي و پس از آن کردان نقطه عطف اين شکاف بود اما بي اعتنايي دولت نسبت به اين اعتراض ها ارتباط را تيره و تار کرد. البته بار ديگر احمدي نژاد در برابر هيچ کدام از اين اعتراض ها واکنش مثبتي نشان نداد. مشايي را رئيس دفتر خود کرد، وزراي زن را از کابينه حذف نکرد و برخوردها نيز تغيير آشکاري نداشت.

اما در چنين شرايطي که پاستورنشينان نشان دادند گوش شنوايي براي فرياد اعتراض علماي ارشد قم و ائمه جمعه ندارند ناگهان خبر تشکيل کارگروهي براي بهبود روابط منتشر شد. آن هم در شرايطي که برخي تحليلگران معتقدند اختلافات عميق پاستور و قم نه تنها با راهکار شاگردان محمد يزدي و مصباح يزدي حل نمي شود بلکه با کناره گيري آيت الله گرهي به گره ديگر افزوده شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

پزشک وظيفه کهريزک درگذشت. اين خبري بود که ناگهان پس از چهار ماه بار ديگر نام بازداشتگاهي غيرقانوني را زنده کرد.

در حالي که با گذشت چهار ماه از وقايع کهريزک، هنوز گزارش کميته ويژه مجلس و کميته شوراي عالي امنيت ملي منتشر نشده، با تاييد خبر مرگ مشکوک پزشک کهريزک، پرونده اين بازداشتگاه وارد مرحله پيچيده تري شده است.

«کهريزک» نام آشناي روزهاي پس از انتخابات رياست جمهوري دهم، خود به خود و به همين سادگي ها از اذهان و افکار عمومي بيرون نمي رفت چه رسد به آنکه به فاصله چهار ماه پس از مرگ محسن روح الاميني فرزند رئيس انستيتو پاستور تهران و دستور تعطيلي اين بازداشتگاه غيرقانوني توسط رهبر معظم انقلاب و آغاز پيگيري ها براي شناسايي و محاکمه عاملان جنايات کهريزک، رامين پوراندرزجاني نيز در شمار جان باختگان اين بازداشتگاه قرار گيرد. پزشک وظيفه 26ساله در ماه هاي آخر خدمت سربازي خود بود و تنها سه ماه قبل از ترخيص از خدمت جان خود را در ميان سخنان ضد و نقيض بسياري از دست داد.

کهريزک اين روزها به نام بدي بدل شده است حال آنکه روزگاري محلي بود براي توانمندان که قربانيان خود را در قالب نذورات به آنجا مي بردند تا به سالمندان محتاج برسد اما امروز نامي پردغدغه و التهاب آور به حساب مي آيد. بيستم آبان ماه گذشته بود که خبري به سرعت در محافل رسانه يي منتشر شد. رامين پوراندرزجاني پزشک وظيفه يي که ماه هاي واپسين خدمت سربازي خود را در بازداشتگاه کهريزک مي گذراند، جان باخت.

خودکشي، ايست قلبي و... دلايلي بود که مسوولان ذي ربط درباره مرگ اين پزشک وظيفه عنوان کردند. هرچه گفته شد اما بر ابهامات ماجرا افزود چراکه رسانه ها هر يک خبري منتشر ساختند و مسوولان نيز هر کدام حرف هايي زدند که گاه نقيض يکديگر بودند و همين براي پرونده پيچيده کهريزک کافي بود تا پيچيده تر شود. دکتر رامين پوراندرزجاني، فارغ التحصيل رشته پزشکي سرباز وظيفه يي بوده که معاينه زندانيان کهريزک را بر عهده داشته است. گفته مي شود در حالي که سه ماه از خدمت وظيفه وي مانده بود، وي براي معاينه به کهريزک فرستاده شده و پس از وقايع کهريزک او به عنوان يکي از متهمان پرونده به دادسرا احضار شده است. او اما بي شک مي توانست کوچک ترين خاطي پرونده کهريزک باشد. پيکر اين پزشک در 21 آبان ماه تشييع شد و برخي رسانه ها مدعي شدند خانواده اين پزشک اجازه کالبدشکافي پيدا نکردند. سايت جهان، نزديک به رئيس کميته ويژه شوراي امنيت ملي از اين پزشک به عنوان يکي از متهمان پرونده جنايت کهريزک نام برد و اعلام کرد وي خودکشي کرده است. به نوشته اين سايت، پوراندرزجاني که گفته مي شود پزشک مامور در بازداشتگاه کهريزک بوده است چندي قبل پس از بازجويي به عنوان يکي از متهمان پرونده کهريزک بازداشت و سرانجام با قيد وثيقه به صورت موقت آزاد شده بود. خبر خودکشي اين فرد در حالي منتشر شد که گفته مي شد با توجه به شواهد و مستندات پرونده حداکثر مجازات اين فرد پنج سال بوده است. رسانه ها مدعي شدند اين پزشک وظيفه در روزهاي پيش از مرگ خود تلاش داشته با برخي نمايندگان مجلس ديدار کند، اما اين ديدار محقق نشد.

واکنش فرمانده ناجا به مرگ پزشک کهريزک

پس از انتشار اين اخبار ضد و نقيض بود که واکنش اسماعيل احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي برانگيخته شد که البته همين سخنان او نيز در محافل خبري بي واکنش نبود. فرمانده نيروي انتظامي در رابطه با مرگ مشکوک پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک گفت؛ اين پزشک وظيفه به عنوان متهم احضار شده و با قرار آزاد بود. جسد او نيز در آسايشگاه جمعي در دادسرا کشف شد و وصيتنامه يي هم در کنارش کشف شد که در آن از تهديدهايي که عليه او وجود داشت، گلايه کرده بود. احمدي مقدم ادامه داد؛ پزشک وظيفه يي که ظاهراً خودکشي کرده و پزشکي قانوني در رابطه با خودکشي اش بايد پاسخگوي قطعي باشد در کهريزک مستقر هم نبوده و هفته يي يکي دو روز حضور مي يافته است. وي با اشاره به اينکه جسد اين پزشک در آسايشگاه جمعي در دادسرا به همراه يک وصيتنامه که ممکن است با نظر قاضي منتشر کنيم، کشف شد، گفت؛ او به عنوان متهم احضار شده و با قرار آزاد بود و در وصيتنامه يي که از او کشف شد نيز گلايه کرده که تهديد شده يا اينکه به او گفته شده پنج سال زنداني مي شود. فرمانده نيروي انتظامي اظهار کرد؛ فکر مي کنم دليل خودکشي انگيزه شخصي يا از دست دادن روحيه بوده و اينکه مرگ مشکوک عنوان مي شود درست نيست. نامه به جا مانده از او نيز دال بر خودکشي است. گفتني است واکنش فرمانده ناجا به مرگ پزشک کهريزک پس از آن صورت گرفت که سايت هاي خبري از جمله جهان نيوز وابسته به عليرضا زاکاني نماينده اصولگراي تهران در مجلس فوت پزشک کهريزک را به علت خودکشي اعلام کردند، اما همزمان برخي نمايندگان مجلس نحوه مرگ پزشک کهريزک را داراي ابهام دانستند و خواستار بررسي بيشتر آن شدند.

توضيحات گوناگون و متناقض

به رغم سخنان قاطع احمدي مقدم، اما با سخنان تازه يي از سوي برخي نمايندگان مجلس قطعيت درباره مرگ پوراندرزجاني بر هم ريخت. فرهاد تجري گفت؛ بايد منتظر گزارش سازمان قضايي نيروهاي مسلح در مورد پزشک کهريزک باشيم. عضو کميته ويژه بررسي وضعيت بازداشت شدگان حوادث اخير در حاشيه جلسه علني مجلس تاکيد کرد؛ آقاي سروري رئيس کميته با رئيس سازمان قضايي نيروهاي مسلح در اين زمينه جلسه يي را برگزار کرده اند. وي با بيان اينکه تاکنون از نتيجه اين جلسه اطلاعي به بنده نرسيده است، گفت؛ اما سازمان قضايي نيروهاي مسلح به لحاظ وظيفه ذاتي خود مسوول پيگيري اين مساله است. تجري در پاسخ به سوالي مبني بر اينکه گويا اين فرد دفن شده، پس چطور مي توان به درخواست کالبدشکافي عمل کرد، تصريح کرد؛ در مواردي که مرگ افراد مشکوک است قبل از صدور جواز دفن به کالبدشکافي پرداخته مي شود. وي با بيان اينکه احتمالاً قبل از تدفين، جسد پزشک کهريزک مورد کالبدشکافي قرار گرفته است، گفت؛ بايد منتظر گزارش سازمان قضايي نيروهاي مسلح باشيم. در همين حال اما کسان ديگري همچون ولي اسماعيلي نماينده گرمي در مجلس شوراي اسلامي بر موضوع خودکشي پوراندرزجاني تاکيد کردند؛ «به گفته مسوولان خودکشي علت قطعي مرگ اين پزشک بوده اما دلايل اين اقدام همچنان در دست بررسي است.» به گفته اين نماينده مجلس و بر اساس گزارش هاي مسوولان هيچ ارتباطي بين خودکشي پزشک بازداشتگاه کهريزک و حوادث بعد از انتخابات وجود نداشته است. علي مطهري نماينده تهران اما از کميته ويژه مجلس براي بررسي بازداشت هاي اخير خواست مرگ پزشک بازداشتگاه کهريزک را پيگيري کنند. وي تاکيد کرد؛ کميته يي که مسوول پيگيري مسائل مرتبط با حادثه کهريزک، کوي دانشگاه و مجتمع سبحان بودند بايد اين مساله را هم دنبال کنند.

دادستاني در مسير بررسي

پس از انتشار اين اخبار بود که روابط عمومي دادسراي عمومي و انقلاب تهران با صدور اطلاعيه يي، اعلام کرد پرونده مرگ رامين پوراندرزجاني پزشک بازداشتگاه کهريزک در دادسراي امور جنايي در حال رسيدگي است. دادسراي عمومي تهران در اين اطلاعيه تاکيد کرد بر اساس دستور عباس جعفري دولت آبادي دادستان عمومي و انقلاب تهران، تحقيقات در مورد مرگ اين پزشک بازداشتگاه کهريزک ادامه دارد. بر اساس اين اطلاعيه نتايج آزمايش هاي اوليه کالبدشکافي توسط پزشکي قانوني حاکي از آن است که فوت نامبرده بر اثر مسموميت نبوده است.

ترديد در احتمال خودکشي

با انتشار اين اخبار ضد و نقيض بار ديگر بازار گمانه زني داغ شد. علت مرگ پوراندرزجاني «سکته قلبي در خواب» عنوان شد اما رضاقلي پوراندرزجاني پدر پزشک بازداشتگاه کهريزک در مصاحبه يي، احتمال بيماري فرزندش را رد کرد. نبود سابقه بيماري قلبي، عدم مصرف دخانيات و شخصيت آرام و بدون استرس رامين پوراندرزجاني احتمال خودکشي را از نظر کارشناسان پزشکي تقريباً غيرممکن نشان مي دهد. همچنين گزارش ها حاکي از آن هستند که احتمال خودکشي رامين پوراندرزجاني با توجه به اعتقادات مذهبي و مکالمات شب قبل از حادثه با خانواده و دوستان که همگي حاکي از سلامت و روحيه خوب وي بوده است کاملاً دور از واقعيت مي نمايد .

کهريزک ناتمام

با اين حال اما خبر درگذشت پزشک جوان کهريزک در شرايطي اعلام شده است که هنوز نتيجه رسيدگي به وقايع کهريزک در روزهاي پس از انتخابات 22 خرداد در کميته ويژه مجلس و شوراي امنيت ملي به رياست محمود احمدي نژاد اعلام نشده است. تاکنون مرگ محسن روح الاميني، امير جوادي فر و محمد کامراني در بازداشتگاه کهريزک تاييد شده و نام رامين پوراندرزجاني هم به عنوان يکي از قربانيان کهريزک عنوان شده است. رامين پوراندرزجاني در سال 1380 در رشته پزشکي دانشگاه اردبيل با رتبه 1069 کشوري پذيرفته شد، سپس به دانشگاه تبريز انتقال يافت و در سال 1387 فارغ التحصيل شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

غروب روز عید قربان خانواده آزاده دربند سید مصطفی تاج‌زاده میزبان میرحسین موسوی نخست وزیر محبوب امام و همسرش دکتر زهرا رهنورد بودند.


 

به گزارش نوروز، در این ملاقات میرحسین موسوی سابقه آشنایی خود با مصطفی تاج زاده را مربوط به سال‌های اول انقلاب دانست و گفت: ایشان در آن زمان رابط سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با حزب جمهوری اسلامی بود.

وی با بیان‌این‌که تاج زاده انسانی وارسته، پاک و متعهد است که هرگز اهل معامله و زدوبند نبوده و نیست، از دربند بودن بهترین، بااخلاق‌ترین و منزه‌ترین یاران انقلاب ابراز تاسف کرد.

موسوی گفت: این عزیزان از این دوره عمر با برکت خود نیز نهایت بهره را خواهند برد، اما این‌گونه رفتارها لطمه‌ای جبران‌ناپذیر به نظام جمهوری اسلامی است که برای استقرار آن زحمات فراوانی کشیده شده است. این رفتارها موجب نارضایی دوست‌داران امام و انقلاب است.

فخرالسادات محتشمی‌پور، همسر سیدمصطفی تاج‌زاده نیز در این دیدار از مهندس موسوی به عنوان نخست وزیر امام و کاندیدای محبوب مردم ایران یاد کرد و از حضور وی و همسر اندیشمند و صاحب هنرش تشکر کرد.

وی با تبریک عید قربان، به موسوی و همسرش ابراز امیدواری کرد که در روز عید غدیر با آزادی تاج‌زاده، به‌همراه او توفیق میزبانی ایشان و همه علاقه‌مندان به راه امام و یاوران اصلاحات را داشته باشد.

محتشمی‌پور در بخش دیگری از سخنانش از برخوردها و بی‌اخلاقی‌های صورت گرفته از آغاز بازداشت‌های غیرقانونی تاکنون، خصوصا در ارتباط با زنان بازداشت شده اظهار تاسف عمیق کرد و گفت: دلسوزان نظام باید به ما بگویند که چه کسی پاسخگوی حقی است که از عزیزان ما و خانواده‌های زندانیان سیاسی ضایع شده است و رفتارهای غیرقانونی که با جوانان و زنان دربند صرفا به خاطر منتقد و معترض بودن آنان می‌شود با کدام منطق قابل توجیه است.

محتشمی‌پور با اشاره به رفتارهای معترضانه بزرگانی چون آیت‌الله جوادی آملی و اظهارنظرهای مدبرانه و دلسوزانه بسیاری از اهل حوزه و دانشگاه ابراز امیدواری کرد که این سخنان تاثیر لازم را در متنبه شدن خاطیان داشته باشد.

وی گفت: ما خانواده‌های زندانیان سیاسی اطلاع‌رسانی و افشاگری شیوه‌ها و رویه‌های زشت و غیراخلاقی اتخاذ شده علیه اصلاح‌طلبان منتقد را بر خود واجب می‌دانیم و به‌عنوان فرزندان انقلاب اجازه نمی‌دهیم این‌گونه اعمال به‌نام اسلام در کشور اسلامی‌مان انجام شود.

محتشمی‌پور آزادی شاپور کاظمی برادر دکتر رهنورد را تبریک گفت و همچنین از مهندس موسوی خواست که علی‌رغم موانع و سخت‌گیری‌های موجود امکان دیدار و گفت‌وگوی خود با گروه‌های مختلف جامعه را فراهم کند.

در این دیدار همچنین دکتر رهنورد با ابراز تاسف از رفتارهای غیراخلاقی با زندانیان به‌ویژه زنان بازداشت شده، روحیه بالای خانواده‌های آنان را ستود.

وی همچنین با آرزوی آزادی فوری همه زندانیان سیاسی برای صبوری و استواری هر چه بیشتر خانواده تاج‌زاده و دیگر خانواده‌ها دعا کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

مهدي کروبي دبيرکل حزب اعتماد ملي با حضور در بيت آيت الله قاضي، عمر انسان را دو نوع طبيعي و جاويدان دانست و گفت؛ اکثر انسان ها عمر طبيعي دارند؛ از کودکي تا پيري. اما اين عملکرد خوب يا بد انسان است که موجب ماندگاري و عمر جاودان آنان در تاريخ مي شود.به گزارش تغيير، کروبي افزود؛ اگر عملکرد آنان بد باشد، در تاريخ از آنان به بدنامي ياد شده و بايد جوابگوي پيشگاه خداوند نيز باشند. اما اگر عملکرد، انديشه، تفکر و خدمت آنان به جامعه خوب و مثبت باشد، از آنان به نيکي ياد کرده و در تاريخ ماندگار مي شوند.دبيرکل حزب اعتماد ملي گفت؛ عملکرد خوب انسان در دنيا موجب مي شود پس از مرگ وي نيز راه او ادامه پيدا کند و مسير خود را تا انتها طي کرده و موجب زنده نگه داشتن آنان مي شود.وي افزود؛ فرزندان صالح موجب ماندگاري درگذشتگان مي شوند. اما کارهاي فرهنگي، علمي، انقلابي و خدمت مثبت آنان به جامعه، ميراث اصلي آنان به شمار مي رود.رئيس مجلس ششم اظهار داشت؛ مرحوم آيت الله قاضي، يکي از روحانيون مقتدر و مبارز استان لرستان در دوران خفقان، انقلاب و تاکنون بود که به عنوان نماينده امام(ره) در اين استان سه نقش تقويت حوزه، عمران و آبادي و مبارزه را بر عهده داشت.کروبي با بيان اينکه مرحوم آيت الله قاضي در همه مقاطع حساس جامعه حضوري جدي داشته اند، گفت؛ حضور و فعاليت ايشان موجب افتخار و سرافرازي همه نهادها و آحاد مردم جامعه بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

بيانيه ميرحسين موسوي درباره بسيج

مهندس ميرحسين موسوي به مناسبت فرا رسيدن سي امين سالگرد تاسيس بسيج مستضعفان بيانيه يي را صادر کرد.ميرحسين موسوي در اين بيانيه به اهداف تاسيس نهاد بسيج مستضعفان و مقايسه يي بين عملکرد اين نهاد در سال هاي اوليه انقلاب و ماه هاي اخير پرداخته است.

سيدمحمد خاتمي در آستانه روز بسيج، حرمت بسيج و سپاه را منوط به قرار گرفتن در کنار مردم دانست. به گزارش ايلنا رئيس دولت اصلاحات با اشاره به اينکه سپاه و بسيج از متن انقلاب برآمده است، گفت؛ سپاه پاسداراني که آن همه افتخارات در کنار ارتش ما آفريد و بسيجي که با دست هاي تهي خودش توانست در مقابل نيروهاي عظيم بايستد و نگذارد عزت مملکت از بين برود، حرمتش اين است که در کنار مردم باشد. وي با بيان اينکه با فشار وارد آوردن، ايجاد ارعاب، بالا بردن هزينه حرف زدن و آزاد بودن و آزادانه زندگي کردن، مشکلي حل نمي شود و شکاف ها زياد تر خواهد شد، اظهار داشت؛ جنبش ما سابقه 150ساله در مملکت دارد و اوجش در انقلاب اسلامي بود و همچنان تداوم داشته و خواهد يافت. جنبشي که ريشه اصيل در جامعه و تاريخ دارد از بين نمي رود. البته اگر رفتارها با آن رفتارهاي نادرستي باشد ممکن است يک نوع انحرافاتي در آن پيدا شود. چنانچه ما مي بينيم به صورت عکس العملي مسائلي مطرح مي شود که ما و شما آن را نمي پسنديم. اما مقصر آن کساني هستند که اين زمينه ها را فراهم آورده اند.خاتمي ادامه داد؛ «اگر واقعاً از اوضاع گله يي باشد ما معتقديم بيان آن جرم نيست. اين روزها به افرادي که انسان هاي صادق و سالمي هستند ستم شده است. همه ما ممکن است اشتباه داشته باشيم، ولي باعث تاسف است که به انسان هايي صادق و خدوم و خانواده هايشان ستم شده است. ممکن است به خاطر چنين روش هايي آن چيزي که ما به آن اعتقاد داريم و دلبسته آن بوديم يعني انقلاب ما و نظام ما، لطمه ببيند. بعضي کارهايي مي شود - که کارهاي بدي است - و در همه جاي دنيا هم کم و بيش رخ مي دهد، اما مشکل مضاعف اينجاست که در يک جايي اين کارها به نام اسلام و انقلاب بشود و اگر دل ما مي سوزد از همين مساله است. خاتمي همچنين با اشاره به مباحث مطرح شده درباره وحدت اجتماعي خاطرنشان کرد؛ ملاک ما در اين زمينه عجيب و غريب نيست؛ ملاک ما همين قانون اساسي، برنامه چشم انداز 20ساله و سياست هاي کلي است که تدوين شده است. اگر در جاهايي انحراف وجود دارد همه بايد با وحدت اين انحراف و اشکال را برطرف کنيم. حرف ما اين است که وضع ما در عرصه هاي مختلف، در گذشته بهتر بود. البته نمي گويم عيب و کمبود نبود، حداقل اين بود که با تجربه و تکيه بر کار کارشناسي مسير درستي انتخاب شده بود و گام هايي در اين زمينه برداشتيم، ولي کارها در اين مسير ادامه پيدا نکرد و متاسفانه اين طور القا مي شود که آنچه رخ مي دهد درست، خواست انقلاب و مصلحت مردم است در حالي که ما معتقديم هيچ کدام از اينها نيست. وي در ادامه افزود؛ آيا اينکه عده يي دلسوز انقلاب و دلبسته به انقلاب و مصلحت مردم و کشور ـ که براي مملکت، مردم، سربلندي در عرصه منطقه و جهاني آرمان ها، آرزوها و برنامه هايي داشتند و عمل مي کردند - احساس مي کنند مسير فعلي منحرف است و بايد تغيير پيدا کند. اين عين انقلابي بودن، عين پايبندي به معيارهاي انقلابي نيست، و در مقابل آيا وقتي کساني از اين مسيرها منحرف شده اند، اين نشانه انحراف از معيارهاي انقلابي نيست، آيا اين مقابله با انقلاب نيست که وقتي کساني مي گويند اين وضع با همين معيارهاي قانون اساسي بايد تغيير کند، به براندازي و تخريب نظام متهم شوند و برعکس عملکرد کساني که معتقديم نتيجه عمل شان - که در اين روزها و سال ها بوده است - نتيجه مطلوبي نيست، عين انقلاب تعبير شود؟ اينها مقابله با انقلاب است که اگر کسي حرفي زد، راهکاري نشان داد و خواستار تغيير مثبت به نفع معيارهاي انقلابي شد، هرگونه هزينه يي را بپردازد و متهم به انواع اتهاماتي شود که اين روزها داريم مي بينيم. علاوه بر اتهامات، نسبت هاي ناروا، شکستن شخصيت کساني که سرمايه هاي نظام هستند را نيز از سوي کساني که نمي دانيم خيلي از آنها کي هستند و چگونه اين طور سخاوتمندانه تخريب مي کنند، شاهد هستيم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

وکيل فيض الله عرب سرخي و فياض زاهد با انتقاد از بلاتکليفي وضعيت موکلانش گفت؛ هنوز پرونده موکلانم به دادگاه ارسال نشده و از اتهامات آنها بي اطلاعم. نعمت احمدي در گفت وگو با ايلنا درخصوص آخرين وضعيت فيض الله عرب سرخي و فياض زاهد گفت؛ تحقيقات مقدماتي از موکلانم همچنان ادامه دارد و پرونده آنها هنوز به دادگاه ارسال نشده است. وي از اتهامات موکلان خود اظهار بي اطلاعي کرد و گفت؛ دادسرا پرونده را در مرحله تحقيقات مقدماتي در اختيار وکلا قرار نمي دهد و تا زماني که پرونده با صدور کيفرخواست به دادگاه ارسال نشود ما نمي توانيم کاري انجام دهيم. وکيل عرب سرخي و فياض زاهد تاکيد کرد؛ اين مساله مغاير با ماده سه قانون حفظ حقوق شهروندي است چراکه طبق اين ماده وکيل متهم مي تواند در همه مراحل حضور داشته باشد. وي با بيان اينکه به نظر مي رسد موازين حقوقي و قانوني در دادگاه هاي متهمان بازداشت شده حوادث اخير رعايت نمي شود، اظهار داشت؛ طبق قانون زماني که تحقيقات مقدماتي به اتمام مي رسد، به ادامه بازداشت ديگر نيازي نيست و متهمان مي توانند با توديع وثيقه از زندان آزاد شوند. در حال حاضر پرونده اکثر اين متهمان در دادگاه مطرح بوده و راي هم صادر شده و چون اين احکام قطعي نيست قضات بايد با توديع وثيقه موافقت کنند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

همسر عبدالله رمضان زاده در مورد آخرين وضعيت همسرش گفت؛ پس از مطالعه پرونده رمضان زاده توسط وکيل وي و صحبت با قاضي صلواتي قرار شده 9 آذر دادگاه برگزار شود. به گزارش نوروز، همسر سخنگوي دولت خاتمي در مورد آخرين وضعيت همسرش گفت؛ پنجشنبه هفته گذشته طبق قرار، با ايشان ملاقاتي داشتيم که حال جسمي شان خوب بود، اما نگران به تعويق افتادن دادگاه بود و تاکيد داشت تکليف دادگاه هرچه زودتر معلوم شود تا از بلاتکليفي خارج شود. سکينه کريم زاده افزود؛ مطالعه پرونده رمضان زاده توسط وکيل وي به دليل سنگين بودن آن، 2 ، 3 هفته به طول انجاميد و پس از اتمام آن، پس از صحبت با قاضي صلواتي قرار شده 9 آذر دادگاه برگزار شود. همسر عبدالله رمضان زاده در پاسخ به اين سوال که سخنگوي دولت اصلاحات تا چه حد از اخبار بيرون مطلع است، اظهار داشت؛ تا حدي اطلاع دارد، زيرا آقاي ابطحي که به اينترنت دسترسي داشتند، ايشان را در جريان مي گذاشتند. سکينه کريم زاده در پايان خاطرنشان کرد؛ آقاي رمضان زاده هميشه مي گويد مدافع جمهوري اسلامي هستم، اما مخالف احمدي نژادم و از اين موضع برنخواهم گشت.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

عضو فراکسيون خط امام(ره) مجلس گفت؛«توهم توطئه و احساس نا امني کردن صاحبان قدرت از محيط دانشگاه ها و دانشجو، موجب مي شود دانشجويان هم تحريک شده و به نحو ديگري برخورد کنند.» نصرالله ترابي در گفت وگو با پارلمان نيوز با تاکيد بر اينکه «دانشجويان فرقي نکرده اند مگر اينکه افراد ديگر فرق کرده باشند»، گفت؛ «اگر در دانشگاه بحثي مي شود بحث طبيعي است، نبايد اينها که بيرون و در حاکميت هستند فکر کنند تهديدي در دانشگاه وجود دارد.» ترابي افزود؛ «در ماه هاي اخير متاسفانه شاهد بوديم دستگاه ها با اعمال فشار بر دانشجويان و حتي خانواده هاي آنها اين قشر را حساس کرده اند، اما وقتي موضوع را بررسي مي کنيم، متوجه مي شويم مساله خاصي نبوده است. گاهي اتهام دانشجو اين است که چرا از اينترنت استفاده کرده ايد؟ چرا پيام يا ميل زده ايد؟ به کدام شبکه وصل هستيد؟» وي در پاسخ به اين سوال که حادثه کوي دانشگاه و عدم ارائه گزارش آن چقدر تحريک کننده دانشجويان است، اظهار داشت؛ «اولين جايي که وارد اين مساله شد مجلس بود، اما وقتي بحث ها به موضوعات امنيتي مي رسد همه صورت مساله را عوض مي کنند. همه حساسيت ها وجود دارد. رهبري بر پيگيري حادثه کوي تاکيد کردند، مجلس هم اقدام کرد، گزارش هم تهيه شد اما ارائه نشد، دليل آن اين است که مسائل را صرفاً با ديد امنيتي نگاه مي کنند.» عضو کميسيون اجتماعي تصريح کرد؛ «برخي فضاي غبارآلودي ايجاد کرده اند که هيچ کس جرات وارد شدن را پيدا نمي کند. فضاي کوي دانشگاه و اتفاقات آن مشخص بود اما با غبارآلود کردن فضا کسي وارد مساله نشد.»

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

علي مطهري به حاميان دولت که درصدد بت ساختن از احمدي نژاد هستند، تاخت و آنها را در تناقض با محوريت قانون ارزيابي کرد. به گزارش خانه ملت، علي مطهري اصل نظارت را مهم ترين مساله دانست و گفت؛ «ممکن است برخي نمايندگان تصور کنند اعتراض آنها در اين گونه موارد به معني تضعيف دولت است و با توجه به شرايط کشور نمي خواهند وارد اين مقولات شوند.» عضو کميسيون فرهنگي با تاکيد بر اينکه هيچ مصلحتي بالاتر از اجراي قانون و رعايت مصالح کشور و منافع مردم نيست، افزود؛ «روابط سياسي و عواطف شخصي و گروهي گاه بر اراده ها تاثير مي گذارد و موجب مي شود مجلس در انجام وظيفه نظارتي خود کوتاهي کند، در حالي که بسياري از اين نظارت ها به نفع دولت است گرچه در ظاهر مخالفت با دولت تلقي شود.» مطهري ادامه داد؛ «هر نظارتي به معني دشمني و مخالفت با دولت نيست لذا مجلس بايد جنبه نظارتي خود را تقويت کند و آن را بر امر قانونگذاري ترجيح دهد.» وي با اشاره به تلاش مجلس در تصويب قوانين اظهار داشت؛ «بر اساس گزارش وضعيت قوانين مصوب مجلس هفتم معلوم شد. بسياري از اين قوانين اجرا نشده يا حتي به دستگاه ها ابلاغ نشده است بنابراين مجلس نبايد عجله يي در تصويب قوانين داشته باشد.» مطهري به راهکارهاي نظارت مجلس اشاره و تصريح کرد؛ «مجلس در بسياري از مواقع مي توانست در قالب سوال از وزير و حتي سوال از رئيس جمهور بسياري از مسائل را شفاف کند و به شبهات پايان دهد ولي گاهي ملاحظات سياسي و عواطف شخصي مانع اجراي آنها مي شود.» وي در ادامه افزود؛ «البته گاه فضاي سياسي کشور به گونه يي مي شود که نمايندگان صلاح نمي دانند وارد اين وادي ها شوند و گاهي از حمايت هاي رهبري از دولت برداشت غلط مي شود يعني اين گونه برداشت مي شود که ما نبايد خيلي به دولت انتقاد کنيم و آن را مورد سوال قرار دهيم در حالي که به عقيده من مقصود رهبري از اين حمايت ها چنين چيزي نيست.»مطهري تصريح کرد؛ «گاه نص صريحي از رهبري وجود دارد که تکليف روشن است اما گاه برحسب شنيده ها و اخبار يا از طريق واسطه هايي که وجود دارد مطالبي را به مجلس منتقل مي کنند و به نوعي اراده نمايندگان را سست مي کنند. اين، کار درستي نيست. نماينده بايد به وظايف خود عمل کند.» نماينده تهران اظهار داشت؛ «اگر مقام معظم رهبري در مواقعي احساس کنند کاري به صلاح کشور نيست ايشان خود تذکر لازم را خواهند داد مثلاً در مساله رحيم مشايي در سال گذشته رهبري صلاح نديدند مباحث وي دنبال شود و خود به اين موضوع خاتمه دادند.»اين نماينده اصولگرا حضور پارلمان و مجلس را مانع گسترش ديکتاتوري دانست و گفت؛ «ما هم اگر در جايگاه دولت قرار بگيريم به طور طبيعي دوست داريم دست مان باز باشد و هر کاري را که مي خواهيم، انجام دهيم و ممکن است حتي نيت خيري هم داشته باشيم اما در مجموع به صلاح کشور نيست.» مطهري تاکيد کرد؛ «مجلس هميشه بايد از اين سرکشي جلوگيري کند زيرا به طور طبيعي دولت مي خواهد آزاد باشد. آنچه مي تواند عدالت را اجرا کند و هر چيزي را در جاي خود قرار دهد، اجراي قانون است و ما مصلحتي بالاتر از اجراي قانون نمي توانيم پيدا کنيم.» وي قداست زدايي را ضروري برشمرد و افزود؛ «مثلاً سوال از رئيس جمهور بايد امر عادي تلقي شود و فرضاً رئيس جمهور سالي يک بار مورد سوال نمايندگان قرار گيرد.» مطهري تصريح کرد؛ «البته قداستي که نظام جمهوري اسلامي دارد شايد باعث شده انتقاد، سوال و نقد دولت به معني يک کار غيرشرعي تلقي شود و به معني چوب لاي چرخ نظام قرار دادن تصور شود در حالي که بايد اين فرهنگ و نوع نگرش را تغيير دهيم و فکر مي کنم ما نگاه درستي به نظام مذهبي و جمهوري اسلامي نداريم.» وي به سخنان پدر خود مبني بر ضرورت انتقاد اشاره کرد و اظهار داشت؛ «به فرموده ايشان هر مقام غيرمعصومي اگر در جايگاه غيرقابل انتقاد قرار گيرد هم خود فاسد مي شود و هم جامعه را فاسد مي کند. لذا مساله انتقاد بحث مهمي است ولي اين جايگاه در کشور به رشدي نرسيده که انتقاد از حکومت، نظام و دولت يک امر طبيعي تلقي شود و اعتراض به برخي کاستي ها يک امر عادي جلوه گر شود.» مطهري تصريح کرد؛ «هنوز براي ما عادي نشده که عده يي براي اعتراض به موضوعي بخواهند مجوز بگيرند که به شکلي آرام حرف خود را بيان کنند. ما مجوز اين کار را نمي دهيم زيرا اعتراض به مساله يي را به معني اعتراض به نظام تلقي مي کنيم و آن را منتفي مي کنيم در حالي که اين گونه نيست و اين موضوع بايد عادي شود. در حالي که اگر اعتراض ها صورت گيرد، عقده ها خالي مي شود و بسياري از اقدامات پنهاني و زيرزميني از بين مي رود و اين مساله بسيار مهمي است که هنوز نتوانسته ايم آن را نهادينه کنيم.» البته مطهري در مصاحبه با ايسنا از کساني که به دنبال تز حذف هاشمي هستند، انتقاد کرد و گفت؛ «تز حذف آقاي هاشمي رفسنجاني از انقلاب که توسط برخي حاميان متعصب دولت دنبال مي شود، يک تز اشتباه است و بايد کنار گذاشته شود، البته قدرت اين کار را هم ندارند، زيرا آقاي هاشمي پايگاه مردمي خوبي دارد.»

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

64 سال پيش در يک روز سرد پاييزي چون اين روزها روح الله خالقي و حسين گل گلاب که غم اشغال نظامي ايران توسط متفقين بر دلشان سنگيني مي کرد، تصميم گرفتند سرودي ملي و ميهني براي تشجيع مردم در برابر اشغال بيگانگان بسازند. چنين بود که گل گلاب استاد وقت دانشگاه تهران شعرش را گفت و استاد مسلم موسيقي ايراني روح الله خالقي موسيقي آن را ساخت تا سرود « اي ايران» متولد شود. گفته مي شود نخستين خواننده اين سرود بنان و سپس اسفنديار قره باغي بوده است. با اينکه اين قطعه در آواز دشتي که از الحان حزن انگيز ايراني است نوشته شده است، ولي برانگيزانندگي آن باعث بهت و تعجب کارشناسان است. البته يک نظريه معتقد است حزن ناشي از اشغال نظامي ايران توسط متفقين، بزرگ ترين مايه برانگيزانندگي اين سرود است. در آن زمان مردم حضور نظاميان اشغالگر را در کشوري که صاحب تمدني بزرگ است و تمامي اسباب اقتدار را در خود دارد، قابل تحمل نمي دانستند و همين امر بر احساس سازندگان براي ساخت يک قطعه تاثيرگذار و مخاطبان براي استقبال از آن افزوده است. فرهاد فخرالديني رهبر ارکستر ملي مي گويد اين قطعه را در همه کنسرت هاي ارکستر ملي اجرا مي کند و مي افزايد؛ من احساس مي کنم مردم وقتي در کنار هم اين قطعه را مي خوانند با هم صميمي تر مي شوند و در واقع اين قطعه يک وحدت و يکپارچگي به مردم مي دهد. يکي از روزنامه نگاران مي گويد، ايرانيان اگر تمام سرود را حفظ نباشند، حداقل مطلع آن را از بر دارند. آنجا که گفته مي شود؛ اي ايران، اي مرز پرگهر، اي خاکت سرچشمه هنر، دور از تو انديشه بدان، پاينده ماني تو، جاودان، اي...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

دانشجويان دانشگاه بين المللي قزوين در اعتراض به تداوم بازداشت سه نفر از دانشجويان اين دانشگاه تجمع کردند. فرهاد فتحي، پيام حيدر قزويني و سعيد سکاکيان دوم آذرماه بازداشت شدند و اعتراض دانشجويان از همان روز آغاز شد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

«نادر احسني» از فعالان دانشجويي به حکم شعبه 28 دادگاه انقلاب به تحمل يک سال حبس تعزيري محکوم شد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

«حميد نيکخواه» دانشجوي رشته فلسفه دانشگاه علامه که به تازگي به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شده بود، بازداشت شده است. به گزارش خبرنامه اميرکبير پس از سه روز بي اطلاعي مشخص شده وي نيز در جريان دستگيري شش دانشجوي ديگر دانشگاه علامه دستگير شده است. به اين ترتيب تعداد دانشجويان بازداشتي دانشگاه علامه به 10 تن رسيده است.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

حکم دادگاه سه دانشجوي دانشگاه فردوسي مشهد صادر شد. به گزارش خبرنامه اميرکبير حميدرضا اميرخاني، مهدي خسروي و امين رياحي طي حکمي از سوي دادگاه انقلاب به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق همکاري با گروه هاي معاند خارج کشور به پرداخت جريمه نقدي محکوم شدند. گفتني است اين سه دانشجو سال گذشته را به دليل چاپ مطالب انتقادي در نشريه محاوره در محروميت از تحصيل و خوابگاه به سر بردند و در اين مدت از ورود آنها به دانشگاه جلوگيري مي شد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

نوشتن پيرامون مشارکت در شرايطي که شماري از مسوولان و دست اندرکاران آن ماه ها است در بازداشت به سر مي برند و شايد به زودي به حبس هاي چندين ساله نيز محکوم شوند، حداقل براي من امري بسيار سخت است. نمي توانم بدون در نظر گرفتن آنچه بر سر شماري از رهبران آن رفته، خيلي راحت درخصوص آن به نقد و بررسي بپردازم. چگونه مي توان نوشت حزب اين نقاط ضعف، يا آن يکي را داشته، اين کار را نکرد، آن کار را کرد، در اينجا اين اشتباه را کرد، در آنجا آن يکي را مرتکب شد و... در حالي که محسن ميردامادي و عبدالله رمضان زاده گرفتارند.

مشارکت براي من دو وجه پيدا مي کند؛ وجه اول چهره ها و شخصيت هاي تشکيل دهنده آن يا به تعبير علم سياست، رهبران حزب است. سعيد حجاريان، دکتر هادي سمتي، دکتر عبدالله رمضان زاده، دکتر علي شکوري راد، دکتر الهه کولايي، دکتر محسن ميردامادي، سيد مصطفي تاج زاده، حسين کاشفي، آذر منصوري، دکتر هادي خانيکي، مصطفي درايتي، حميدرضا جلايي پور، سعيد شريعتي، دکتر محمدرضا خاتمي، نعيمي راد، جلال جلالي زاده، داود سليماني و... . وجه دوم عبارت است از مشارکت به مثابه يک حزب و يک تشکيلات در حوزه عمل و اجرا. پرداختن يا ورود به وجه اول انصافاً و با در نظر گرفتن شرايطي که بعد از انتخابات براي رهبران مشارکت پيش آمده امري بسيار دشوار است. صبح يکشنبه سي ام آبان که به دانشکده حقوق رفتم باز همان داستان يادداشت در اتاق دکتر رمضان زاده که روبه روي اتاق من است تکرار شد.

اين بار دانشجويان عکس او را به در اتاقش الصاق کرده بودند؛ عکسي که او را در کنار محسن ميردامادي، محمدعلي ابطحي، محمد عطريانفر و فيض الله عرب سرخي در اوين نشان مي داد و دانشجويان در زير عکس نوشته بودند؛ استاد رمضان زاده، 30 آبان سالروز تولدت مبارک باد. حالا من قرار است در اين شرايط يادداشتي بنويسم و عملکرد رمضان زاده را نقد کنم. خوشا به حال آنان که مي توانند اين کار را بدون هيچ مشکلي انجام دهند. من نمي توانم. من ضعيف تر از آن هستم که بتوانم بگويم مسائل عاطفي و احساسي به کنار يا آنها در جاي خودشان محفوظ. اينجا من بايد به عنوان يک استاد علوم سياسي، شنل يا يونيفورم آکادميک ام را به تن کنم و فارغ از عواطف و احساسات شخصي، پيرامون موضوع يا «سوژه» به تحليلي «ابژکتيو» و واقع بينانه بپردازم، نه نمي توانم.

اما درخصوص وجه دوم؛ مشارکت به عنوان يک تشکيلات و يک سازمان حزبي. من معتقدم مشارکت اساساً از بدو تولدش در فضاي بعد از دوم خرداد در سال 1376، بيش از آنچه يک حزب باشد، يک جريان يا محفل روشنفکري بود؛ جريان روشنفکري که به شدت سياسي بود.

مشارکت بيش از آنکه در عرصه سياسي جامعه موثر باشد، تاثيرش بيشتر فکري بود. مشارکت بيش از آنکه مخاطبانش را از منظر تشکيلاتي و حزبي بتواند سازماندهي کند، فکر و انديشه آنان را جهت مي داد. از بدو تولدش در 24 دي 1377، مشارکت به جاي پرداختن جدي به عضوگيري، يافتن سمپات و هوادار، رسوخ و نفوذ در سازمان هاي دولتي و اجرايي، به جاي يارگيري و کادرسازي، صرفاً به تجزيه و تحليل سياسي مي پرداخت. از اين منظر يعني از منظر کارکردش به عنوان يک حزب سياسي، کارنامه مشارکت نه تنها ناموفق که عملاً مردود است.

به سخن ديگر از منظر «حزب بماهو حزب» مشارکت را به هيچ روي نمي توان تشکيلاتي موفق دانست.

يادم مي آيد اواخر ترم اول سال تحصيلي 78- 77 بود. آن ترم سعيد حجاريان با من کلاس داشت و براي کار درسي آمده بود دانشکده. گفت اوضاع را چگونه مي بينم و آيا توصيه يي، حرفي، فکري و نظري ندارم؟ گفتم آقاسعيد بايد برويد به دنبال «تشکيلات»، والا به هيچ جا نمي رسيد. جمله معروف لنين را به او گفتم؛ با حزب ما همه چيز داريم و به همه جا مي رسيم؛ بدون حزب ما هيچ چيز نداريم و به هيچ جا هم نمي رسيم. بهش گفتم شما 20 ميليون راي داريد؛ 20 ميليون رايي که اغلب دربرگيرنده تحصيلکرده ترين، جوان ترين و پرانرژي ترين اقشار جامعه است. قطعاً نه شما مي توانيد و نه امکان پذير است از منظر اجتماعي که شما همه اين 20 ميليون را در قالب يک تشکل و سازمان بريزيد. آن 20 ميليون بالطبع تعلق به اقشار، طبقات و لايه هاي مختلف جامعه دارند و اي بسا در مواردي داراي منافع متضاد هم باشند. بنابراين نمي توان همه آنان را در يک حزب جمع کرد. اگر بکنيد، مي شود همان حکايت حزب جمهوري اسلامي و دست آخر از وسط متلاشي مي شود. اما شما مي توانيد، بلکه بايد دست کم 10 درصد آنان را که از منظر جامعه شناسي به يکديگر نزديک تر هستند، داراي منافع مشترک تري هستند، آرمان ها و عقبه يکدست تري دارند را در قالب يک تشکل و سازمان بريزيد. بهش گفتم شما اگر بتوانيد 10 درصد از جمعيتي که در دوم خرداد با همه وجود به پاي صندوق هاي راي رفتند را سازماندهي کنيد، آموزش سياسي بدهيد، کادرسازي کنيد و از نظر سازماني تشکلي مثل حزب توده ايجاد کنيد، صاحب يک سازمان و تشکيلات دو ميليون نفري خواهيد شد و اين شدني است. منتها مثل حزب توده يکسري انسان ها، يکسري اعضا و کادرهاي حزبي مي خواهيد که زندگي شان، کارشان، حرفه شان و همه چيزشان حزب و پيشبرد اهداف و آرمان هاي حزب بشود. همچنان که بسياري از کادرها و رهبران حزب توده اين گونه بودند؛ حزب توده زندگي شان بود و زندگي شان حزب توده و اين دقيقاً اتفاقي بود که نيفتاد. همان چند دقيقه يي که با حجاريان در دفترم صحبت مي کردم، 20 بار ساعتش را نگاه کرد. همه شان اين گونه بودند.

رمضان زاده، ميردامادي، داود سليماني، سعيد شريعتي، مصطفي تاج زاده، بهزاد نبوي، نعيمي راد، محمدرضا خاتمي و... همه شان يک سر داشتند و هزار سودا. براي هيچ کدام شان امکان و فرصت کار حزبي نبود. حاصل کار هم از همان ابتدا روشن بود. مشارکت به رغم استعداد بالقوه مردمي گسترده يي که داشت، هرگز نتوانست حتي 10 درصد از آن استعداد را از قوه به فعل درآورد. به رغم محبوبيت مردمي دوم خرداد، به رغم کاريزماي شگفت انگيز خاتمي، به رغم تجمع شماري از خوشفکرترين، جوان ترين، بااستعدادترين و از منظر سياسي، فرهيخته ترين چهره هاي سياسي کشور، مشارکت در تجزيه و تحليل نهايي، شد جرياني مثل ساير احزاب، مثل سازمان مجاهدين انقلاب، مثل نهضت آزادي، مثل کارگزاران سازندگي، مثل موتلفه، مثل آبادگران و مثل همه. مشارکت هم شد يک نام؛ نامي در کنار يک دوجين حزب و تشکيلات ديگر. مشارکت هم تشکيلاتي شد همچون ساير تشکيلات که رهبران آن هرگز از تهران فراتر نمي روند، آن هم خيابان هاي شمال شهر تهران. مشارکت هم شد تشکيلاتي که اگر کادرها و رهبران اصلي آن را در يک ميني بوس جا مي داديم نصف ميني بوس خالي مي ماند، همچون ساير احزاب و تشکل هاي ديگر.

مشارکت هم شد حزبي همچون احزاب ديگر که رهبران و کادرهاي اصلي آن حداقل مسووليت يک کار مهم اجرايي را بر عهده دارند و عملاً به دليل کثرت امور اجرايي و شرکت در انواع و اقسام جلسه، شورا، کميته و... هيچ فرصت و وقتي براي کار ديگري برايشان نمانده. هيچ يک از رهبران مشارکت، کار حزبي را خيلي به عنوان يک کار جدي به رسميت نمي شناختند. هيچ يک از رهبران مشارکت، زندگي سياسي و اجتماعي خود را وقف مشارکت نکردند، آن گونه که رهبران و کادرهاي حزب توده در دهه 1320، بلشويک ها در روسيه، اخوان المسلمين در کشورهاي عربي و... کردند و مي کنند. رهبران مشارکت هزار و يک جور گرفتاري و کار داشتند، در عين حال حزب هم بود. خيلي نيازي به رمل و اسطرلاب و حدس و گمانه زني نيست که آخر و عاقبت چنين حزبي چگونه از آب درمي آمد. آنان که طي 11 سال فکر مي کردند هر کاري که مي توانستند کرده اند، آخرالامر متهم شدند به اينکه هيچ کاري نکرده اند، چه رسد به آناني که مشارکت کار چهارم، پنجم و ششم شان بود. در آن سال ها من براي سخنراني به دانشگاه هاي زيادي در استان هاي مختلف مي رفتم. در هيچ شهري ردي و اثري از مشارکت نبود. نه در اهواز، نه در تبريز، نه در اصفهان، شيراز، مشهد و نه در هيچ استان ديگري اثري از مشارکت نبود. دوم خردادي ها، طرفداران خاتمي و اصلاح طلبان بودند، اما رها بودند. هيچ تلاشي از سوي مشارکتي ها در تهران در جهت سازماندهي، آموزش و برنامه ريزي طرفداران در سطح کشور صورت نگرفته بود.

شايد اکنون معني گزاره ابتداي يادداشت را بهتر بتوان درک کرد. اينکه مشارکت پيش از آنکه يک تشکل، سازمان و يک حزب باشد، يک جريان يا محفلي سياسي روشنفکري بود. لنين درست مي گفت؛ اگر قرار است به جايي برسيم، بدون تشکيلات هرگز امکان پذير نخواهد بود. داستان مشارکت به نحو غم انگيزي صحت نظر لنين را نشان مي دهد.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

سال 1377 افرادي که در ستاد آقاي خاتمي فعاليت مي کردند و عمدتاً شعارهاي ايشان را که در دوم خرداد عرضه شد مطرح کرده بودند و در برنامه هاي خود شعارهايشان را مبني بر بحث هايي مانند نهادهاي مدني و توسعه سياسي لحاظ کرده بودند، تصميم به تشکيل جلساتي گرفتند. در نهايت اين افراد که در ستادهاي آقاي خاتمي نيز فعال بودند، تصميم به تشکيل يک تشکل فراگير تحت عنوان جبهه مشارکت ايران اسلامي گرفتند. اين حزب در پنجم آذرماه سال 1377 پروانه فعاليت خود را اخذ و به طور رسمي شروع به فعاليت در کشور کرد. ابتدا 110 نفر اين حزب را تشکيل دادند که در حوزه هاي مختلفي مانند تشکل هاي دانشجويي فعاليت مي کردند. اين 110 نفر با تلاش هايشان موجب اعلام موجوديت حزب شدند. حزب مشارکت زماني تشکيل شد که اين افراد احساس کردند شرايط کشور به گونه يي است که ايجاب مي کند فعاليت هايشان را به صورت حزب فراگير دنبال کنند. بنابراين اين حزب با همت اين افراد شروع به فعاليت کرد. همان طور که همه به اين مساله واقف هستند که وجود احزاب در جامعه باعث پيشرفت کشور مي شود، بنابراين مشارکت نيز که طبيعتاً هم بحث فعاليت حزبي و هم بحث کار سياسي را قبول داشت وارد عرصه عمل شد. توسعه سياسي، کار سياسي و سياست ورزي از اصول مهم و مورد قبول اين حزب بود. البته به اين موارد در سايه اخلاق و معنويت مي پرداخت و مي پردازد که رعايت اين مقولات در مرامنامه اين حزب آمده است. حزب مشارکت داراي مواضع مشخصي است و فعاليت هاي خود را با رعايت آنچه در مرامنامه حزب آمده است دنبال مي کند. حزب مشارکت به اصول قانون اساسي احترام مي گذارد و هميشه در جهت پيشبرد اهداف حقيقي انقلاب و فرمايشات امام خميني(ره) گام برداشته و يکي از موارد مورد توجهش نيز اين بوده است که ايراني ها حق دارند از منافع ملي بهره ببرند. بنابراين براي رسيدن به اين اهداف هميشه تلاش کرده و مي کند. پس از انقلاب اسلامي متاسفانه کشور درگير جنگ شد و با توجه به شرايطي که کشور در آن زمان داشت و با توجه به اينکه کشور دچار بحران جنگ شده بود به برخي موارد آن طور که در قانون آمده بود پرداخته نشد. شايد هم شرايط کشور اين طور ايجاب مي کرد که به برخي مسائل مانند آزادي بيان، آزادي مطبوعات، بحث فعاليت هاي احزاب و کرامت انساني آن طور که در قانون اساسي آمده است، پرداخته نشود. پس از جنگ شعار آقاي خاتمي اصلاحات بود و اصلاحات به عبارت دقيق تر يعني بازگشت به آرمان ها و اهداف اصلي و واقعي انقلاب. احزاب و تشکل هاي سياسي نيز که اين استراتژي را قبول داشتند تحت عنوان گروه هاي اصلاح طلب مطرح شدند. با اين توضيح مي توان گفت جبهه مشارکت از جمله احزابي است که به عنوان حزب اصلاح طلب مطرح شده است و ساير گروه ها نيز که اين اصول را قبول داشتند، تحت عنوان اصلاح طلبان کنار يکديگر قرار گرفتند. از اين رو شوراي هماهنگي اصلاح طلبان نيز تشکيل شد که به هماهنگي بين آنها مي پردازد. البته شايان ذکر است هر کدام از اين احزاب داراي برنامه هاي خاص و مجزايي هستند ولي در مسائل کلان اقدام به تشکيل جلسه مي کنند و البته اين مساله در انتخابات نمود بيشتر و بهتري مي تواند داشته باشد. از سوي ديگر حزب مشارکت هميشه انتقادپذير بوده و در دوران هاي مختلف و سال هاي گذشته هميشه سالي يک بار اقدام به تشکيل جلسه مي کند و نقاط قوت و ضعف خود را بررسي کرده و برنامه يي براي عملکرد بهتر خود ارائه مي کند. اگر حزبي تصور کند بي نياز از انتقاد است، عدم پويايي و حيات خود را رقم زده است. حزب مشارکت در يک فضاي آزاد و دموکراتيک اجازه نقد را به اعضاي خود داده و محيطي را براي نقد سالم فراهم کرده است. از سوي ديگر از دانشگاه ها، سياسيون و نخبگان و... براي نقد خود و بازسازي تئوريک حزب استفاده کرده و جلساتي را تحت عنوان نقد حزب تشکيل مي دهد. شايد يکي از نکات قوت حزب مشارکت انتقادپذير بودن اين حزب باشد و اين مساله هميشه باعث بالندگي حزب است. مشارکت براي برطرف کردن ضعف هاي احتمالي از همه کمک مي گيرد و سعي مي کند با پيشنهاداتي که مردم مي دهند، عملکرد خود را روزبه روز بهتر کند چرا که حزب متعلق به مردم است و هميشه براي مردم فعاليت مي کند. حزب مشارکت هميشه خدمتگزار مردم بوده و در جهت رشد و بالندگي کشور از هيچ عملي دريغ ندارد و جز در اين مسير در مسير ديگري گام برنداشته است و هميشه نيز با آغوش باز از هر انتقاد سالم و درستي استقبال کرده و مي کند.

* سخنگوي حزب مشارکت ايران اسلامي
+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

حامیان رئیس‌جمهور در میان روحانیون سرشناس را می‌توان به دوگروه «جوان‌ها» و «بزرگان حوزوی» تقسیم کرد. آیت‌الله مصباح‌یزدی، جنتی، یزدی و خزعلی در میان ریش سفیدانی قرار می‌گیرند که از ابتدای دولت نهم بنای حمایت از آن را گذاشتند. در این سوی طیف روح‌الله حسینیان، رسایی، آقاتهرانی از نمایندگان مجلسی هستند که در میان وکلای مردم به طرفداری از دولت مشهورند. حمایت چهره‌های با‌تجربه البته همراه با انتقادهای تند نیز همراه بوده است اما نتیجه سخنان آنان حمایت از دولتی است که به اصولگرایی شناخته می‌شود.

آیت‌الله نیرو‌ساز

آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی را باید در رأس حامیان دولت قرار داد. چه آنکه علاوه بر او، شاگردانش هم در انتخاب شدن احمدی‌نژاد در سال ۸۴ تأثیر‌گذار بودند. در آن سال آیت‌الله و شاگردانش حضوری مؤثر در عرصه سیاسی کشور ایفا کردند و۶۰ نفر از شاگردان و همفکران آیت‌الله در حمایت از احمدی‌نژاد در دوره اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری بیانیه صادر کردند. مرتضی آقاتهرانی، سیداحمد رهنمایی، قاسم روانبخش، محمدناصر سقای‌بی‌ریا، علیرضا پناهیان، محمد فنایی‌نعمت‌سرا، محمود نمازی، حسین جلالی، محمدحسین برجیان، علی و مجتبی مصباح‌یزدی، محمود دهقانی، عبدالمجید اشکوری، اباالحسن حقانی، علی معصومی‌نیا، سیدمحمود نبویان، حمید کثیری، عبدالجواد ابراهیمی، محمدمهدی نادری، احمد و علی ابوترابی، حمید رسایی، احمد رهدار، اکبر میرسپاه و… از جمله این افراد بودند.

آیت‌الله مصباح همانند آیت‌الله مهدوی‌کنی ایده‌اش آن بود که از طریق پرورش شاگردانی معتقد به اصول انقلاب بتواند دیدگاه‌هایش درباره حکومت اسلامی در عرصه عمل پیاده کند. او در این راه ابتدا بنیاد علمی پژوهشی باقرالعلوم و بعد ازآن مؤسسه آموزشی پژوهشی امام‌خمینی‌(ره) را در قم پایه‎گذاری کرد. مؤسسه‌ای که امروز یکی از مشهورترین مراکز حوزوی قم به شمار می‌رود.

عضویت در مجلس خبرگان رهبری، شورای عالی انقلاب فرهنگی، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم وریاست شورای عالی مجمع جهانی اهل‎بیت از جمله سمت‌های آیت‌اللهی است که اکنون هفتادو پنجمین سال زندگی خود را سپری می‌کند.

آیت‌الله که متولد یزد است، درکودکی وارد حوزه علمیه این شهر شد. دوره مقدمات و سطح را همان جا به اتمام رساند و سپس عازم نجف شد، اما پس از یک سال به ایران بازگشت و راهی قم شدو در آنجا دردرس حضرات آیت‌الله طباطبایی بروجردی، امام‌خمینی، آیت‌الله محمدتقی بهجت و محمدعلی اراکی تلمذ می‌کند.

یکی از انتقاد‌هایی که به این آیت‌الله حامی رئیس‌جمهور می‌شود، آن است که سوابق مبارزاتی وی در قبل از انقلاب شفاف نیست. منتقدان وی می‌گویند در دورانی که بسیاری از علما مبارزه می‌کردند وی مشغول تحصیل بوده است.

آیت‌الله مصباح از جمله منتقدان جمهوریت است و ایده اورسیدن به «حکومت اسلامی» است. در این زمینه دیدگاه وی درباره رأی مردم در حکومت از مسائل مناقشه‌برانگیز است. وی معتقد است: «مردم، ناصر (کمک‌کننده) ولی فقیه هستند، نه ناصب (منصوب‌کننده) و مشرع (مشروعیت‌دهنده)، ضمن آنکه فقها در دوران غیبت نایب حجت‌بن حسن (مهدی موعود‌(عج)) و حاکم هستند و نتیجتاً انتخاب حاکم توسط مردم فاقد اعتبار است.»

داستان ارادت رئیس‌جمهور به آیت‌الله مصباح را می‌توان در سفر‌های دولت نهم به قم دید. وقتی حضور در بیت ایشان از برنامه‌های ثابت رئیس‌جمهور بود.

دوست دیروز و ناقد امروز هاشمی

آیت‌الله محمد یزدی متولد ۱۳۱۰ در اصفهان است. چگونگی ارتباط وی با امام به زمانی باز می‌گردد که او علی‌رغم آنکه هنوز منبری نشده بود براساس طرح حضرت امام جلساتی را برای جوانان تشکیل می‌داد. «در آن زمان عصرهای جمعه در بیشتر شهرها، جوانان به سینما می‌رفتند و فیلم‌های‌ مبتذل تماشا می‌کردند، قرار شد جلساتی از سوی علما برقرار شود؛ از قم نیز قرار شد کسانی در این جلسات شرکت کنند و آنها را اداره کنند. جمعی از طلا�’ب و شاگردان امام در این جلسه شرکت داشتند. من نیز چندین سفر داشتم که سفر به اهواز و ساوه از آن جمله‌اند. دریکی از این جلسات، جلسه معروف مسجد امام قم بود که هر یک از آقایان ده شب آن را اداره می‌کرد و با آن که برای من بسیار مشکل بود؛ چون در قم منبر نرفته بودم؛ ولی چون مرحوم اشراقی (داماد امام) و حاج آقا مصطفی (پسر امام) منبر مرا در محلا�’‌ت با عنوان «آخوندها چه می‌گویند؟» دیده بودند، جریان را به اطلاع امام‌(ره) رساندند، سرانجام به من تکلیف شد که به جای ده شب، بیست شب منبر بروم. عنوان بحثهای من «انقلاب‌های تاریک و روشن» بود. یک شب هم حضرت امام در بحث شرکت کرد و از او�’ل تا آخر منبر هم حضور داشت» و اینچنین بود که پس از پیروزی انقلاب آیت‌الله یزدی دردوره‌ای ریاست دفتر امام رابر عهده می‌گیرد. دفتری که به صورت دوره‌ای اداره می‌شد و آیت‌الله یزدی خاطرات فراوانی از آن دارد.

آیت‌الله تا قبل از ریاست قوه‌قضائیه، ریاست دادگاه انقلاب اسلامی قم، نمایندگی مجلس دردوره‌های او�’ل ودوم و عضویت در شورای نگهبان پس از استعفای آیت‌الله صافی را تجربه کرد.

آیت‌الله یزدی بعد از ترک قوه‌قضائیه کمتر در محافل حاضر شد. او در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بیشتر مواضع سیاسی خود را طرح می‌کرد. آخرین مورد آن به زمانی بر‌می‌گشت که او در انتخابات اخیر علی رغم آنکه جامعه روحانیت مبارز درباره کاندیدای خاص به نتیجه نرسیداما در نهایت آیت‌الله یزدی اعلام کرد که احمدی‌نژاد کاندیدای مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز است. بعد از اعلام نتایج انتخابات هم دعوای فکری او با رقیب احمدی‌نژاد- هاشمی رفسنجانی از اتفاقاتی است که در تاریخ انقلاب خواهد ماند. وقتی که او یک روز پس از نماز جمعه هاشمی رفسنجانی در ماجراهای پس از انتخابات در گفت‌وگویی جملات تندی را درباره او مطرح کرد و دیدگاه‌های هاشمی درباره ولایت‌فقیه را اشتباه خواند. بعد از آن دعواهای رسانه‌ای آیت‌الله یزدی در اجلاس اخیر خبرگان هم حاضر نشد تا رسانه‌ها آن را اعتراضی به دیدگاه‌های هاشمی تلقی کنند. هر چند روز بعد احمد خاتمی دلیل این غیبت را «بیماری» عنوان کرد ولی هیچ‌کس از این پاسخ قانع نشد.

احمدی‌نژاد را خدا آورده

آیت‌الله خزعلی در میان حامیان روحانی رئیس‌جمهور شخصیتی است که اظهارات جدی از رئیس‌جمهور داشته است.

ابوالقاسم خزعلی ۸۴ ساله متولد بروجرد است اما از ده سالگی به همراه خانواده به مشهد می‌رود. اوضاع‌ اقتصادی‌ خانواده‌ ابوالقاسم آنقدر نابسامان‌ بود که مادرش‌، مجبور بود با درست کردن ترشی‌ و فروش آن کمکی‌ برای‌ مخارج‌ خانواده‌ باشد. تا ۱۷ سالگی علاوه بر درس خواندن در بازار کار می‌کند ولی در نهایت تصمیم می‌گیرد به حوزه علمیه برود. این دوران در اثنای سقوط رضا شاه و حضور متفقین در ایران است. شاید دیدن اتفاق‌های مسجد گوهرشاد در نوجوانی‌ را بتوان یکی از عوامل این تصمیم او دانست. «فردای‌ حادثه‌مسجد گوهر شاد با پدرم‌ در محل‌ حاضر شدم فجایع‌ رژیم‌ پهلوی‌ چنان‌ بود که‌ بر من‌ تأثیر گذاشت‌ و آن شب‌، تب‌ کردم‌.» با ورود به حوزه مقدمات‌ را در حوزه‌ مشهد فرا‌می‌گیرد و بعد از آن برای‌ ادامه تحصیل‌ به قم می‌رود و در دروس‌ خارج‌ فقه‌ آیت‌الله بروجردی‌(ره‌) و خارج‌ اصول‌ امام‌ خمینی‌ (ره‌) حاضر می‌شود. و این چنین بود که وی یکی از همرزمان امام می‌شود. او در ماجرای‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ حامل‌ پیام ‌امام‌(ره) برای‌ علمای‌ نجف‌ آباد شد. او همچنین حامل‌ پیام امام‌(ره‌) به‌ آیت‌‌الله سیدکاظم‌ شریعتمداری‌ بود.

آیت‌‌الله خزعلی‌ در طول‌ دوران‌ رژیم‌ شاه‌، یک‌ بار در زندان‌ قزل‌ قلعه‌ زندانی‌ شد و سه‌ بار تبعید شد. تبعید نخست‌ ایشان‌ به‌ گناوه‌ و دامغان‌ بود که‌ سه‌ سال‌ به‌ طول‌ انجامید. تبعید دوم‌ به‌ زابل‌ بود و در تبعید سوم‌ پنهان‌ شد و روی‌ نشان‌ نداد. در این‌ زمان‌ بود که‌ حضرت‌ آیت‌الله‌ خامنه‌ای‌ در مخفیگاه‌ به‌ دیدار ایشان‌ رفته‌ و با هم‌ از نزدیک‌ آشنا شدند. پس از انقلاب بود که وی به عضویت‌ مجلس‌ خبرگان‌ قانون‌ اساسی‌، مجلس‌ خبرگان‌ رهبری‌ در سه‌ دوره‌ متوالی‌ وعضویت‌ در شورای‌ نگهبان‌ درآمد.

آیت‌الله همیشه حامی

آیت‌الله احمد جنتی را باید نماینده اصلی جریان اسلام فقاهتی در میان حوزویان دانست. وی در ۳اسفند ۱۳۰۵ در روستای‌ لادان‌ اصفهان متولد شد. پدرش‌ مرحوم آیت‌الله ملا هاشم‌ جنتی از روحانیون‌ بزرگ و معتمد منطقه بود. آیت‌الله علیرغم دیدگاههای سنت گرایانه در ۸۳ سالگی درکودکی خود اندکی‌ از دروس‌ جدید را خواند و بعدها در قم، مقداری‌ زبان‌ انگلیسی‌ فرا‌گرفت‌.

او دوره‌ ادبیات‌ عرب‌ و مقدمات‌ سطح‌ را تا سال‌ ۱۳۲۴ در حوزه‌ علمیه‌ اصفهان‌ خواند. پس‌ از آن برای تکمیل‌ مقدمات‌ به‌ قم‌ آمد و در درس‌ خارج‌ آیت‌الله بروجردی‌ و امام خمینی (ره) شرکت‌ کرد. آشنایی وی با امام سبب شد در سال‌های پیش‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی، در سخنرانی‌ها و اجتماعات‌ عمومی‌ به‌ تبلیغ بر ضد حکومت‌ پهلوی‌ بپردازد و همین امر موجب شد چندین بار در قم‌، رفسنجان‌ و جزیره خارک‌ مورد تهدید قرار بگیرد و سه‌ نوبت‌ هم به‌ زندان‌ برود‌. پس از انقلاب آیت‌الله جنتی به دبیری‌ شورای‌ هماهنگی‌ تبلیغات‌ اسلامی، ریاست‌ سازمان‌ تبلیغات‌ اسلامی‌، نمایندگی رهبری در اتحادیه‌ انجمن‌های‌ اسلامی‌ دانش‌آموزان‌، امامت‌ جمعه‌ موقت‌ قم‌، کرمانشاه‌ و تهران‌، مسئولیت‌ ستاد احیای‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر منصوب شد. عضویت‌ در شورای نگهبان‌ قانون‌ اساسی‌، دبیری‌ شورای‌ نگهبان‌ قانون‌ اساسی، عضویت‌ در شورای‌ پشتیبانی‌ جنگ‌، نمایندگی‌ مجلس‌ خبرگان‌ در دوره‌ اول‌ و دوم‌ از استان‌ خوزستان‌ و در دوره‌ سوم‌ از استان‌ تهران‌ و عضویت‌ در هیأت تحقیق‌ مجلس‌ خبرگان‌، عضویت‌ در مجمع‌ تشخیص‌ مصلحت‌ نظام، عضویت‌ در شورای‌ بازنگری‌ قانون‌ اساسی، از دیگر سمت‌های وی است.

دیدگاه‌های آیت‌الله جنتی در مقام امام جمعه تهران همیشه برای رسانه‌ها سوژه است. در یکی از این خطبه‌ها وی در اردیبهشت ۱۳۸۵نامه رئیس‌جمهور به بوش را نامه‌ای تاریخی خواند و پیشنهاد کرد آن نامه در مدارس تدریس شود.

خطابه‌های آتشین در مشهد

حجت‌الاسلام سیداحمد علم‌الهدی فرزند آیت‌الله حاج سیدعلی علم‌الهدی است. وی۱۰ شهریور ۱۳۲۳ در مشهد بدنیا آمد.

امام جمعه کنونی مشهد طی سال‌های ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۱ مسئول منطقه یک کمیته در تهران بود و پس از آن به عضویت شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران درآمد. سال ۶۱ با تأسیس دانشگاه امام صادق علیه‌السلام با آیت‌الله مهدوی کنی همراه شد.

امام جمعه امروز مشهد تا زمانی که در سال ۸۴ به عنوان امام جمعه مشهد منصوب شد بیشتر در مقام فردی حوزوی – دانشگاهی فعالیت می‌کرد. او در همان زمان هم سخنران ثابت جلسات انصار حزب‌الله تهران بود و رئیس‌جمهور هم هر از چندی درجلسات آیت‌الله شرکت می‌کرد.

علم‌الهدی از زمان حضورش در مشهد بود که تلاش کرد دیدگاه‌های خود در زمینه اسلامی کردن مشهد در این شهر پیگیری کند. گفته می‌شود تخریب نماد میدان ۱۵ خرداد درمشهد به درخواست امام جمعه مشهد بوده است. نمادی که وی آن را نمادی از حکومت طاغوت می‌دانست و در شب پائیزی تخریب آن انجام می‌شود.

خطابه‌های نماز جمعه علم‌الهدی بار دیگر مشهد را در کنار قم و تهران به عنوان نماز جمعه‌ای مهم در کشور مطرح کرد. دریکی ازاین موارد، حجه الاسلام علم‌الهدی درخبطه‌ نماز جمعه ۲۳ فروردین ۱۳۸۷ پیشنهاد کرد که شهر مشهد از برگزاری هرگونه کنسرت موسیقی، فیلم‌های سینمایی و سایر برنامه‌های هنری دیگر مستثنی گردد. مورد دیگر زمانی بود که درمراسم افتتاح شبکه قرآن در مشهد در حضور ضرغامی پیشنهاد کرد در دیگر شبکه‌های سیما هم از موسیقی استفاده نشود.

یکی دیگر ازصحبت‌های جنجال‌ساز وی وقتی بود که در یکی از نمازهای جمعه گفت: «زن بد‌حجاب پیاده نظام آمریکا و پیاده نظام اسراییل و همان نیرویی است که آمریکا و اسراییل وارد ایران کرده است، تا نظام و انقلاب را شکست دهد.»

از ویژگی‌های مهم آیت‌الله علم‌الهدی صراحت وی است همین ویژگی سبب شده هراز چند گاهی انتقادات بی‌حاشیه‌ای را متوجه دولت و شخص رئیس‌جمهور هم کند. وقتی که وی در یکی از خطبه‌های نماز جمعه گفت: «این که یک زن را به عنوان پرچمدار کاروان ورزشی ایران در المپیک، انتخاب کرده‌اند؛ دهن‌کجی به ارزش‌های اسلام است… اساساً جایگاه زن این نیست که قهرمان باشد. من چندی پیش اعلام کردم که شرکت زنها در مسابقات بین‌المللی خلاف مبانی دینی و اسلامی است؛ حالا دیگر کار را به جایی رسانده‌اند که نه تنها زنان را به مسابقات می‌فرستند، بلکه پرچمدار کاروان ورزشی هم آنها را می‌کنند. این رویه باید خاتمه پیدا کند.» این انتقادات صریح مسئولان وقت سازمان تربیت بدنی را مجبور کرد راهی مشهد شوند تا هر جور شده وی را توجیه کنند.

حجت‌الاسلام که در جمع‌های خصوصی مسئولان استان بیشترین انتقادها را به دولت می‌کند در افکارعمومی تلاش می‌کند از دولت حمایت کند. آن چنان که در جلسه‌ای خصوصی با مسئولان سازمان ملی جوانان استان از اقدامات دولت درخصوص عدم تأمین مسکن برای جوانان انتقاد می‌کند اما یک ساعت بعد که جلسه عمومی می‌شود دیگر از آن سخنان خبری نیست. امام جمعه مشهد در جریان سفر اخیر احمدی‌نژاد به این شهر وقتی دید مشایی در کنار رئیس‌جمهور نشسته است، بر خلاف روال معمول این جایگاه را ترک کرد.

مرد حرف‌های نگفته

قتل‌های زنجیره‌ای موضوعی است که پس از سال‌ها هنوز با حجة الاسلام روح‌الله حسینیان پیوند دارد. شاید دلیل مهم این موضوع مسئولیت‌های وی باشد. حسینیان از ابتدای دهه ۶۰ وارد دستگاه قضایی شد. در سال ۱۳۶۲ به سمت قائم مقامی دادستانی انقلاب مشهد منصوب شد. جانشینی دادستانی تهران و سیستان‌و‌بلوچستان، دادستان دادگاه ویژه روحانیت تهران، رئیس شعبه ۴ دادگاه ویژه روحانیت، رئیس یکی از دادگاه‌های عمومی تهران، جانشین نماینده دادگاه انقلاب در وزارت اطلاعات از دیگر پست‌های حسینیان در دستگاه قضایی – اطلاعاتی است ریاست مرکز اسناد انقلاب اسلامی تا قبل از نمایندگی مجلس هشتم مسئولیت مهم حسینیان بوده است که برای وی از اهمیت زیادی برخوردار است.

حسینیان ۵۴ساله در ۱۵ سالگی به حوزه علمیه قم می‌رود و بین سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۹، در مدرسه حقانی درس می‌خواند. او در تابستان داغ ۷۸، جنجالی‌ترین سخنرانی عمر خود را جمع طلاب این مدرسه انجام می‌دهد ودر آن سعید امامی را شهیدی می‌خواند که به خاطر نظام قربانی شد.

از ارشاد تا ارشاد

اگر در دوران اصلاحات حمید رسایی جزو منتقدین جدی سیاست‌های فرهنگی اصلاح‌طلبان بود او با مدیر کلی ارشاد استان قم دردولت نهم توانست دیدگاه‌های فرهنگی خود را در قم اجرایی کند. بعد از آن هم سودای نمایندگی مجلس سبب شد در نهایت او به عنوان نماینده قم برگزیده شود. حضور رسایی در مجلس مساوی شد با بیشتر شدن کفه طرفداران دولت.

او در حوادث پس از انتخابات هم جزو نمایند‌گانی بود که به دنبال شکایت از موسوی بود. حمیدرسایی باردیگر با اصرار به شکایتش آن را حقوقی خواند و تعداد امضاها را ۱۲۸ نفر خواند. هر چند هیچ‌کس حاضر نشد اسامی این نمایندگان افشا شود و حتی دادستان تهران از شکایت ۱۰۰ نماینده مجلس از میرحسین موسوی ابراز بی‌اطلاعی کرد.

شاگرد ویژه آیت‌الله

مرتضی آقاتهرانی در اصفهان متولد شده و از فارغ‌التحصیلان مؤسسه آموزشی امام‌خمینی‌(ره) قم است. او جزو شاگردان ویژه آیت‌الله مصباح است. آقاتهرانی که فوق لیسانس روانشناسی را از بنیاد باقرالعلوم گرفته در سال ۱۳۷۱ در قالب یک گروه، با نظر آیت‌الله مصباح به همراه خانواده به کانادا می‌رود تا از دانشگاه مک گیل مونترال مدرک فوق لیسانس عرفان بگیرد. پس از آن به وی امامت جمعه نیویورک پیشنهاد می‌شود.

«سال ۷۹ پس ازاخذ مدرک دکترای فلسفه عرفان، کار درسی‌اش راتمام می‌کند و به قم بر می‌گردد. حمایت او در جریان انتخابات سال ۸۴ از رئیس‌جمهور موجب می‌شود تا این شاگرد ویژه آیت‌الله برای تدریس اخلاق هر یک‌شنبه به هیأت دولت برود. بعد ازان در جریان انتخابات مجلس هشتم در حوزه تهران کاندیدا شد و به عنوان نفر دوم در لیست قرار می‌گیرد. آقاتهرانی اما در میان حامیان دولت از حسینیان و رسایی «آرام‌تر» است شاید شناخته شدن وی به عنوان استاد اخلاق در انتخاب این شیوه عمل بی‌تأثیر نبوده است. به روایت خود وی او بعد از انتخاب مشایی به عنوان معاون رئیس‌جمهور در دولت دهم بیش از سه ساعت با احمدی‌نژاد صحبت می‌کند تا شاید بتواند به او بقبولاند که وی را کنار بگذارد اما در نهایت بعد از پایان آن جلسه بی‌نتیجه می‌گوید: آقای احمدی‌نژاد استدلال‌های خود را داشت و می‌گفت شما آقایی مشایی را نمی‌شناسید.»

آقاتهرانی بعد از انتخابات کمتر موضع گیری‌های تند کرده است اما می‌شود حدس زد گاهی اوقات در صحبت‌های یک‌شنبه‌اش در میان دولتمردان نقد‌هایی را به آنها در لفافه موعضه یادآور می‌شود.

حامی چشم‌بسته

«حامی چشم‌بسته»، لقبی بود که یکی ازسایت‌های اصولگرا برای دبیر سیاسی هفته‌نامه پرتو برگزید. روانبخش که در میان فارغ‌التحصیلان مؤسسه آموزشی امام‌خمینی‌(ره) است یکی از جنجالی‌ترین افراد است. او در انتخابات دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری سخنگوی ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه بود؛ فهرستی که متشکل از شاگردان و پیروان و افراد همسو با آیت‌الله مصباح را تبلیغ می‌کرد. او در آن زمان در گفت‌وگویی گفت که در فهرست نامزدهای این ستاد کسانی حضور دارند که صلاحیت آنها از برخی کاندیداهای جامعتین بیشتر است.

روانبخش سه روز پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم از طلاب حوزه علمیه برای راهپیمایی دعوت کرد، موضوعی که بعد از آن با واکنش آیت‌الله رضا استادی امام جمعه قم روبه‌رو شد «… چرا این روحانی با احساسات پاک مردم و طلاب بازی کرد؟ چرا هیچ دستگاهی نیست که با او برخورد کند؟ افرادی که در این راهپیمایی‌ها که پس از انتخابات توسط این روحانی تشکیل شد، شرکت کردند باید استغفار کنند…»

حامیان خاموش

در میان دیگر روحانیان نیز می‌توان از اسامی چون، علی رضا پناهیان، و آیت‌الله حائری شیرازی نام برد. اسامی که در فضای سیاسی کشور بیشتر تمایل دارند وظیفه خطیبانه خود را دنبال کنند و به همین دلیل در اظهار نظر‌های خود به شکل مستقیم وارد مسائل سیاسی روز نمی‌شوند و بیشتر سعی می‌کنند با ادبیات «خطیبانه دینی» حرف‌های سیاسی خود را بیان کنند. به این جمع می‌توان حجت‌الاسلام احمد خاتمی را هم اضافه کرد. مردی که تا دو سال قبل همچون هم سلکان خود بیشتر خطیب دینی بود اما از زمانی که به امامت جمعه تهران منصوب شد حرف‌های صریح‌تری هم می‌زند. «کسانی که بیانیه می‌دهند، دقت کنند آب به آسیاب دشمنان انقلاب ونظام اسلامی نریزند. متأسفانه برخی بیانیه‌ها هدفی جز نا امید کردن مردم ایران ندارد.» و نفر اخر این جمع محمد رضا فاکر رئیس کمیسیون اصل نود است که می‌توان صفت «حامی خاموش» را به راحتی به او داد. او که تقریباً سخن نمی‌گوید وقتی هم که درباره موضوعات لب به سخن می‌گشاید بخش عمده‌ای از آن حمایت از دولت بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت   توسط فرشاد  | 

علی نیکزاد وزیر جدیدالتأسیس مسکن و شهرسازی گفته: «تلاش می‌کنیم قیمت زمین از هزینه ساخت مسکن خارج شده و به صفر برسد.»

۱- پیشنهاد می‌کنم در اسرع وقت بهشت‌زهرا را هم بدهند به وزارت مسکن که وزیرش بلد است زمین را مفت کند. فعلاً که زمین هی برای زندگی ارزان و هی برای مردن گران‌تر می‌شود. هفته پیش همین روزنامه خودمان نوشت قبر ۲۲میلیونی هم در بهشت‌زهرا داریم.

۲- در این مملکت گل و بلبل خیلی‌ها برای خیلی چیزها تلاش می‌کنند ولی به نتیجه نمی‌رسند. امیدوارم این تلاش اخیر اقلاً به نتیجه برسد.

۳- اینکه زمین مفت شود خیلی خوب است. فقط خدا کند آن وقت آجر نشود دانه‌ای ۲هزار تومان.

۴- نگرانم. با این حساب اسباب خانه قیمتش ۷ برابر می‌شود. ماجرای ظرف و مظروف است. همیشه یکی‌شان ارزان می‌شود، یکی‌شان گران. مثلاً یکهو می‌بینی قیمت لباس ۶ برابر شده قیمت جان آدمیزاد مفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت   توسط فرشاد  |